Loading...

سیمین غانم پرنده

40,308 views

Loading...

Loading...

Loading...

Rating is available when the video has been rented.
This feature is not available right now. Please try again later.
Uploaded on Jan 6, 2012

توی یک جنگل تن خیس کبود / یه پرنده آشیونه ساخته بود
خون داغ عشق خورشید تو پرش / جنگل بزرگ خورشید رو سرش
تو هوای آفتابی روی درختا می پرید / تنشو به جنگل روشن ورشید می کشید
تا یه روزی ابرای سنگین اومدن / دنیای قشنگشو بهم زدن
هر چه صبر کرد آسمون آبی نشد / ابرا موندن هوا آفتابی نشد
بسکه خورشیدشو تو زندون سرد ابرا دید / یه دفعه دیوونه شد از توی جنگل پر کشید
زندگیشو توی جنگل جا گذاشت / رفت و رفت ابرها رو زیر پا گذاشت
رفت و عاقبت به خورشیدش رسید / اما خورشید به تنش آتش کشید
اگه خورشید یکی تو آسمونه / مرغ عاشق رو زمین فراوونه
روزی یکی به بالا چشم می دوزه / میره با اینکه می دونه می سوزه
من همون پرنده بودم که یه روز خورشید و دید / اسم من یه قصه شد این قصه رو دنیا شنید

  • Category

  • License

    • Standard YouTube License

Loading...

to add this to Watch Later

Add to

Loading playlists...