یه سال ناز از فیروزه قشنگه، یه سال ناز کشیدن از بیچاره مهندس...مهندس بیچاره عشقش که پرید، خراب عاشقی شد...نامه هاش که بی جواب موند، با رفقای ناباب و زغال خوب و زرورق برق دار...زندگیشو گذاشت رو وافور...هی دود کرد، دود کرد، دود کرد...آخرشم توی همون دودها گم و گور شد، گم و گور شد، گم و گور شد
Link to this comment:
All Comments (0)