شاهنشاه آریامهر نتوانست کشتار مردمش را تحمل کند و تاج و تخت گذاشت و برفت !
کجایی شاه مهربانم تا ببینی که عربزادگان چگونه فرزندان ایران را درخون گلوله باران میکنند ؟ و دیگر کسی نیست که دلش بسوزد و برود ! ضحاک پیر یکدست خون میاشامد دم به دم و هر دم ! مغز میخورد و دستور شلیک میدهد! و تو دگر نیستی تا بگریی ؛؛؛؛تا چون ابر بگریی در لحظۀ وداع !
بگذار تا بگریم چون ابر دربهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
Link to this comment:
All Comments (0)