حافظ:
گفتم: «غم تو دارم» گفتا :«غمت سر آید»
گفتم: که «ماه من شو» گفتا: «اگر برآید»
گفتم: «ز مهرورزان رسم وفا بیاموز»
گفتا: «ز خوبرویان این کار کمتر آید»
گفتم: که «بر خیالت راه نظر ببندم»
گفتا: «که شب رو است او از راه دیگر آید»
گفتم: که «بوی زلفت گمراه عالمم کرد»
گفتا: «اگر بدانی هم اوت رهبر آید»
گفتم: «خوشا هوایی کز باد صبح خیزد»
گفتا: «خُنُک نسیمی کز کوی دلبر آید»
گفتم: که «نوش لعلت ما را به آرزو کشت»
گفتا: «تو بندگی کن؛ کو بنده پرور آید»
گفتم: «دل رحیمت کی عزم صلح دارد؟»
گفتا: «مگوی با کس تا وقت آن درآید»
گفتم: «زمان عشرت دیدی که چون سر آمد؟»
گفتا: «خموش حافظ! کاین غصه هم سر آید»
All Comments