یک دعوا بین دو پاسدار، سر کشه شدن پسر بسیجی یکی بدست پسر اون یکی که داشته آهنگ گوش میکرده
حدود ۱۰ ماه پیش یک بسیجی که راه کثیف پدر قاتلش که پاسدار بوده رو دنبال میکرده و دیگه فکر میکرده چون یک اسلحه بهش دادن، خدا شده و به زمین و زمان توی شهر گیر میداده، جلوی یک پسری که داشته واسه خودش موزیک گوش میداده رو میگیره، زود طبقه معمول جیمز باند بازیش گل میکنه و به این پسره میگه: اینو خفه کن ببینم آشغال بچه...، و این پسره هم چون پدرش پاسدار بوده، از برخورد این بسیجیه خوشش نمیاد ومیگه به تو چه، میخوای به بابام بگم تا .... بده؟ بابای من خودش پاسداره و.....، خلاصه این یکی میگه اون یکی، درگیر میشن و بسیجی که همیشه بدون دعوا برنده در میومد، گوز رو میده و قبض رو میگیره.
بعد از این ماجرا پدر پاسدار قاتل کثافت بسیجی به درک واصل شده در حالیکه که اقدام میکنه پسرش رو جزو شهدا محسوب کنن، درخواست قصاص برای پسری که بطور غیر عمد، بسیجی کثافتش رو کشته بود میکنه.از اونجایی که پدر این قاتل غیر عمد هم یک پاسدار قاتل بوده، و خرش میرفته میره ثابت میکنه که بچه این یارو همیشه به همه الکی گیر میداده و با پارتی بازی پسرش رو از قتل عمد در میاره، و همزمان اجازه استفاده از لقب شهید برای بسیجی به درک واصل شده نمیدهند، بعد پدرش که ۲۸.۵ سال آدم میکشته بهش برمیخوره و در دقیقه ۹۰ استعفا میده، حالا بعضی از مردم فکر میکنن که بچه این یارو توی این تظاهراتها شهید شده. نه بابا این تخم پاسدار (حیف سگ) در حال مردم آزاری به درک رسید، و تازه ما باید پشت اون پسری که بر خلاف پدر پاسدار و قاتلش زندگی عادی داشته و داشته آهنگ گوش میداده رو بگیریم، چون اینطور اتفاقی میتونه واسه هر کدومه ما بیفته.
درود به شرف هر کسی که یکی از این مزدورها رو از روی زمین پاک کنه!
Link to this comment:
All Comments (0)