Najim Shabnam Soraya QULL Qarsak
Uploader Comments (afghanstudio)
Top Comments
-
شوهر بعد از عروسي به خانم گفت من بايد بعضي چيز ها را از گوشت بکشم، مثلا: من عادت دارم آخر هر هفته با دوستانم باشم، چي تو راضي باشي چي نه باشي من اين کار را ميکنم، و همچنان شبانه ناوقت به خانه بيايم جي خوشت ميايد چي نميايد. خانم گفت بسيار خوب پس ما هرشب ساعت ۷ خانه داري(سکس) ميکنيم چي تو در خانه باشي چي نباشي.
-
در قندهار زلزله جريان داشت و قندهاری به خدا عذرو ناله بخشش گناهانش را داشت . سقف اتاق درهم ريخت و بچه خوشگلی از بالا پايان افتاد . قندهاری با خوشی گفت :شکر ای خدايه ! مصيبت تمام نشده به ما کمک های انسانی رسيد .
جواب
All Comments (33)
-
یک کاکو پسر نوجوان همسایه شانرا با چال و فریب به حمام نمره برده بود و فانته میکرد . پسر همسایه در جریان معامله زیاد داد و فریاد را براه انداخته بود و غالمغال میکرد . کاکو که اعصابش بکلی خراب شده بود ، چیغ زد و گفت : او کره خر! چپ باش . چی بلا زدیته ؟! مگر ما بچه نبودیم و ای روزها از سری ما تیر نشده ؟!!!
-
شب عروسی یک کاکو بود . وقتی عروس و داماد در موتر گلپوش بطرف خانه روان بودند ، دوستان و رفقای کاکو نیز درحالیکه صدای پیهم هارن موتر های شان در سراسر جاده می پیچید ، موتر گلپوش را بدرقه و همرایی میکردند . کاکو که از سروصدای هارن ها بکلی اعصابش خراب شده بود با قهر و غضب گفت : یک عمر صدها بچه را ... کدم هیچکس نپامید ( نفهمید ) . حالی امشو باد از سالها که میخایم یک زنه چیز ... کنم تمام شار خبر شدن !!!
-
یک دختر جوان به دواخانه رفت و گفت: شما کاندوم سایزبزرگتر را دارید؟ فروشنده گفت: بلی داریم شما چند بستنی کار دارید؟ دختر گفت: اگر شما ایرادی ندارید من اینجا منتظر میباشم من مرد که همی کاندوم میخره کار دارم
-
یک دختر جوان به دواخانه رفت و گفت: شما کاندوم سایزبزرگتر را دارید؟ فروشنده گفت: بلی داریم شما چند بستنی کار دارید؟ دختر گفت: اگر شما ایرادی ندارید من اینجا منتظر میباشم من مرد که همی کاندوم میخره کار دارم
میگویند یک قندهاری زنجیر قفل دروازی دوکان خود را به پایین دروازه نصب کرده بود و بالای دروازه نویشته بود هرکس که با پای خود این زنجیر را باز کند به پدرش نالد .
afghanstudio 1 year ago
Nice Music girl is dancing good
snipermanm24 3 years ago
در قندار يک بچه گک مقبول گم شده بود , پليس براي مردم اعلان کرد از يابنده تقاضا ميشود كه امشب خو خیر است ,ولي فردا بچه را بياره به ماموریت پولیس تا ما بتوانيم پس فردا به خانواده اش بديم.
afghanstudio 3 years ago
يک قندهاری حالت تناسلش(کير) پر از خون شده بود خون بدون وقفه از اطراف حالت جنسی وی جاری بود. درد را تحمل کرده نميتانست مجبور شد برود پيش داکتر.
داکتر ازش پرسيد جی شده کدام چره يا مرمی خوردي؟؟؟
گفت نه، عکس کون بجه ره در ديوا ريکه ا ز سمنت ساخته شده بود رسم کرده بودند.
z0203z 3 years ago
یک روز یک خانم رو به شوهر خود کرده و گفت:چون من عروس نو این خانه استم و نمیدانم که از کی ها رو بگیرم واز کی ها نگیرم چون خانم بسیار بدقواره و سیاه رنگ بود ، شوهر برایش جواب داد: صرف از من رو بگیر وبس
afghanstudio 3 years ago