می سوزم و می سوزم با زخم تو می سازم
با هر غزل چشمت من قــافیه می بـــــازم
پیش از تو فقط شعــرم معراج غرورم بود
ای از همه بالاتر! اینک به تو می نــازم
این سفره ی خالـی را ،تو نان غزل دادی
ای پربرکت گنــدم من از تو می آغــــــــازم
من اهــل زمین بـودم فـــــــــواره نشین بودی
با دست تــــــــــو پیـدا شد بال همه پـــــــــروازم
را سفر عاشق از گردنه بندان پر
نامردم اگر از خون، این باج نپردازم
miralimiri 1 week ago
می سوزم و می سوزم با زخم تو می سازم
با هر غزل چشمت من قــافیه می بـــــازم
AhangDarkhasti1 8 months ago