با یاد و خاطره از بهترین استاد دنیا جلال حیدری در یکی از شب های دلتنگی در غربت..
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد
خون می رود نهفته ازین زخم اندرون
ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد
این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت
داغ محبت تو به دل ها نگشت سرد
من بر نخیزم از سر راه وفای تو
از هستی ام اگر چه بر انگیختند گرد
روزی که جان فدا کنمت باورت شود
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد... سایه
استاد گرامی و استادان و دوستداران دیگر موسیقی ایران زمین!...چون فردوسی و حافظ و مولانا؛چون درویش خان و عارف و بهار؛چون هزاران هنرمند با نام و گمنام ایرانی؛موسیقی و هنر خویش را فقط در خدمت آزادی و آبادی میهن خویش قرار دهید و به ویژه در مقابل این حکومت ضد موسیقی و ضد ایرانی(و هر حکومت مستبد و ضد ایرانی دیگر!) بایستید و به با ادامه موسیقی ملی و آزاده خویش بدانید که در دل تاریخ همیشه زنده خواهید بود و مردم چون مولانا با ساز شما خواهند خواند :" ز زندان خلق را آزاد کردم/روان عاشقان را شاد کردم
simorghjan 2 weeks ago
ey kash in do ba ham dobareh barnamehii dashtand, tarkibe kareshan hamisheh ziba boudeh. Mamnoon
fasalakh 4 months ago
به به !!! ايول الله . مردان هنرمند و بزرگان موسيقي ايران زمين. برقرار و سلامت باشيد.
MrAziztoros 7 months ago
بسیار زیبا..ممنون
AvayIrani 1 year ago
افرین باد بر این همت مردانه
saman1347 1 year ago