Upload

Loading icon Loading...

This video is unavailable.

shanechi بهشتی، بهشتی، طالقانی را تو کشتی

Sign in to YouTube

Sign in with your Google Account (YouTube, Google+, Gmail, Orkut, Picasa, or Chrome) to like Esteghlal Azadi's video.

Sign in to YouTube

Sign in with your Google Account (YouTube, Google+, Gmail, Orkut, Picasa, or Chrome) to dislike Esteghlal Azadi's video.

Sign in to YouTube

Sign in with your Google Account (YouTube, Google+, Gmail, Orkut, Picasa, or Chrome) to add Esteghlal Azadi's video to your playlist.

Uploaded on Feb 6, 2009

shanechi يادداشت مرحوم «خليل‌الله رضايی» (پدر رضايی‌ها)
... روز نوزده شهريور من تازه از سفر آمريکا برگشته بودم. در بازگشت به دليل علاقه زياد و رفاقتی که از سال‌های قبل ايجاد شده و در جريان مبارزات عليه شاه و شهادت فرزندان مجاهدم بسيار محکم شده بود، از همان فرودگاه به منزل آقای طالقانی زنگ زدم که سلامی گفته و احوالی بپرسم که جواب دادند خانه نيستند و مهمانند. از فرودگاه به خانه رفتم ولی به دليل اختلاف ساعت آمريکا و ايران و عادت نکردن به وقت خواب در ايران خوابم نمی‌برد. در همين هنگام آقای «اصغر محکمی» زنگ زد و با ناراحتی گفت آقای طالقانی در مهمانی منزل چه‌پور (پدر يکی از عروس‌های آقای طالقانی) فوت کرده است. ا
جريان به اين صورت بود که آقای طالقانی طلب آب می‌کنند و چه‌پور می‌رود و ليوانی آب می‌آورد و به دست آقا می‌دهد. آقا آب را می‌خورد و بعد از دو سه دقيقه می‌گويد «سوختم» و از حال می‌رود. افراد حاضر می‌روند تلفن بزنند به بيمارستان «طرفه» که می‌بينند هر دو تلفن خانه چه‌پور قطع است. ا
من به اصغر محکمی گفتم تو از کجا متوجه شدی ؟ او جواب داد منزل پدر من کنار منزل چه‌پور است و می‌آيند و از خانه پدر من تلفن می‌کنند، ولی کار از کار گذشته است. در اين‌جا بجا است اشاره کنم آقای اصغر محکمی مجاهد رشيد و شريفی بود که در سال شصت توسط پاسداران خمينی به شهادت رسيد.ا
در هر حال من پس از باخبر شدن از ماجرا با حالی پريشان به مهندس بازرگان، آقای صدر حاج‌سيدجوادی، دکتر سامی و دکتر مبشيری تلفن کردم و قضيه را گفتم و بعد به وزارت کشور رفتم تا ته و توی قضيه را بيشتر در بياورم. قطع بودن بی‌دليل هر دو تلفن خانه چه‌پور بيشتر قضيه را مرموز می‌کرد و احتمال اينکه جنايتی اتفاق افتاده باشد را بيشتر می‌کرد. به خصوص که همزمان تلفن منزل ديگر آقای طالقانی که طبقه چهارم آپارتمانی در خيابان تخت جمشيد بود نيز قطع شده بود و عده‌ای که هيچ گاه معلوم نشد از کجا آمده بودند، تمام اثاث خانه را زير و رو کرده و به طور دقيق گشته بودند که به تصور من برای آن بود که اگر نوشته‌ای از آقای طالقانی عليه آن‌ها وجود دارد از بين ببرند.ا
در وزارت کشور وقتی با آقای صدرحاج‌سيدجوادی صحبت کردم، ايشان گفتند خودت به شهربانی کل برو و قضيه را دنبال کن که ماجرا چه بوده است. من به عنوان بازرس مخصوص وزارت کشور به شهربانی رفتم و مشغول پيگيری قضايا شدم. يک تيم ورزيده برای دنبال کردن قضيه بلافاصله تشکيل شد. سه روز بعد از شهربانی تلفن زدند که به آنجا بروم. وقتی رفتم معلوم شد بهشتی تلفن زده و گفته است که خمينی دستور داده هر نوع تعقيب ماجرا ممنوع است و لاجرم قضيه معلق ماند.ا
دکتر سامی خيلی تلاش کرد که اجازه کالبد شکافی بگيرد، ولی باز از سوی خمينی به او خبر دادند کالبد شکافی ممنوع است و لاجرم دکتر سامی نتوانست کاری بکند. فی‌الواقع در آن وقت هم در برابر قدرت وحشتناک خمينی نمی‌شد کاری کرد.ا در هر حال اين بزرگ‌مرد اينچنين در ميان اشک و آه مردم به خاک سپرده شد و اين معضل باقی ماند، اما شم مردم کم‌تر اشتباه می‌کند. از فردای به خاک‌سپاری مرحوم طالقانی اين شعار که «بهشتی، بهشتی، طالقانی را تو کشتی» بر سر زبان مردم افتاد و اين شعار بيهوده نبود.ا

Loading icon Loading...

Loading icon Loading...

Loading icon Loading...

Loading icon Loading...

Ratings have been disabled for this video.
Rating is available when the video has been rented.
This feature is not available right now. Please try again later.

All Comments

Comments are disabled for this video.
Loading...
Working...
to add this to Watch Later

Add to