شعر خوانی احمد علوی در حضور رهبر انقلاب

Loading...

Sign in or sign up now!
Alert icon
Upgrade to the latest Flash Player for improved playback performance. Upgrade now or more info.
420 views
Loading...
Alert icon
Sign in or sign up now!
Alert icon

Uploaded by on Jun 17, 2011

در آستانه ولادت با سعادت امیرالمؤمنین، علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السلام جمعی از شاعران آئینی، سروده‌های خود را با مضامین عمدتا مذهبی، اخلاقی و نیز بیداری اسلامی در محضر رهبر انقلاب اسلامی قرائت كردند.
آنچه در زیر می‌آید، شعرخوانی احمد علوی در این دیدار است:

بر آسمان شهر شما مردم! این سایه مستدام نخواهد ماند
این مِی‌ای كه در غدیر خم آماده‌ است، در جامتان مدام نخواهد ماند

چون برگه‌های باطله خواهد سوخت، در گیر و دار زلزله خواهد مرد
شعری كه از امام نخواهد گفت، شهری كه با امام نخواهد ماند

مردی كه جبرئیل به پابوسش، لبریز السّلامُ علیكم بود
در بین راه خانه و نخلستان، در حسرت سلام نخواهد ماند

سرمست حاكمیت‌تان بودید، او داغدار این حَكَمیت بود
آن‌جا كه حرف، حرف ابوموساست، از دین به غیر نام نخواهد ماند

وقتی نماز حربه دشمن شد، مانند روز بر همه دشمن شد
حتی نشانه‌های مسلمانی، در مسجدالحرام نخواهد ماند

طوفان شقشقیه به راه افتاد، تا آن نگاه خسته به ماه افتاد
دانست ماهِ از نفس‌افتاده، در بند التیام نخواهد ماند

تا كربلا و علقمه در پیش است، خون‌گریه‌های فاطمه در پیش است
ظلمی كه از مدینه به راه افتاد، در كوفه ناتمام نخواهد ماند

ای منكران بی‌خبر و سرمست، مردی كه پشت كعبه به او گرم است
بعد از حضور حیدری‌اش دیگر، حرفی جز انتقام نخواهد ماند
***

مَردمِ كوچه‌های خواب‌آلود، چشم بیدار را نفهمیدند
مرد شب‌گریه‌های نخلستان، مرد پیكار را نفهمیدند

وصله‌های لباس و پاپوش‌اش، و یتیمان مست آغوش‌اش
راز آن كیسه‌های بر دوش‌اش، در شب تار را نفهمیدند

مردمِ دل‌بریده از بعثت، كه فقط فكر آب و نان بودند
مثل اشراف عهد دقیانوس، قصه غار را نفهمیدند

با تبر باغ را درو كردند، حالی از باغبان نپرسیدند
خم به ابروی‌شان نیاوردند، در و دیوار را نفهمیدند

نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام، كوچه را خیس اشك می‌كردند
گفت مولا كه زود برگردیم، تا غم یار را نفهمیدند

لات‌هایی كه عبدود بودند، ابتدا با هبل بلی گفتند
بعد از آن هم كه یاعلی گفتند، «أین عمّار» را نفهمیدند

آخر قصه‌اش بهاری بود، سوره انفطار جاری بود
عالمان قرائت و تفسیر، شوق دیدار را نفهمیدند

كودكانی كه باخبر بودند، از همه روزه‌دارتر بودند
بس كه لب‌تشنه سحر بودند، وقت افطار را نفهمیدند

در حاشیه:
رهبر یك بند آفرین گفت به شعری كه علوی خطاب به مردم زمانه امام علی(ع) خواند. علوی بین شعر خواندن احساساتی شد و به گریه افتاد. آخر كار هم رهبر گفتند: خیلی خوب بود. كار نو و شسته رفته‌ای بود. موفق باشید.

download from khamenei.ir
http://farsi.khamenei.ir/video-content?id=12726

  • likes, 0 dislikes

Link to this comment:

Share to:
see all

All Comments (2)

Sign In or Sign Up now to post a comment!
  • بسیار زیبا و دلنشین بود

    خیلی ممنون

    یاعلی

Loading...

Alert icon
0 / 00Unsaved Playlist Return to active list
    1. Your queue is empty. Add videos to your queue using this button:
      or sign in to load a different list.
    Loading...Loading...Saving...
    • Clear all videos from this list
    • Learn more