I was marking the reports of my students when Henry jumped on the table and as you see slept there! He did not allow me to mark the rest of the papers! He has become spoiled. He even does not catch rats recently. He reminds me of Lucifer, the cat in Cinderella!
این آقا گربه ما تازگی خیلی لوس شده. همش میگه بیا منو ناز کن. آدم دستش می افته از بس باید اینو بخارونه. اصلا انگار تنش می خواره! تازه موش هم شکار نمی کنه تازگی... اینهم نمونه لوس بازیش. آقا اومده خوابیده رو ورقه های دانشجوهام که من نتونم اونا رو بخوانم و هر وقت هم که می خواهم یکی از گزارش ها رو از زیر دستش بکشم چنگ می زنه. اینش دیگه غیر قابل تحمل شده.
اما خدا خیرش بده. یک بار که باد آمد و یکی از برگه ها رو برد جستی زد و اون رو تو هوا گرفت. اما بعدش اونو خورد!!! حالا نمی دانم به شاگردم چه توضیحی درباره سوراخ های روی برگه اش بدم؟؟؟
Link to this comment:
All Comments (0)