ای ساربان، ای کاروان، لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان بر پا بود، این عشق ما بماند بجا
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان بر پا بود، این عشق ما بماند بجا
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
تمامی دینم به دنیای فانی، شراره عشقی که شد زندگانی
به یاد یاری خوشا قطره اشکی، بسوزه عشقی خوشا زندگانی
همیشه خدایا محبت دلها، به دلها بماند بسان دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود، حکایت ما جاودانه شود
تو اکنون ز عشقم گریزانی،
غم اندازه عشقم نمی خوانی،
از این غم چه حالم نمی دانی،
پس از تو نمودن برای خدا، تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی زشاخه غم، گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی، که در پای طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش، ز خشم طبیعت شکسته
ای ساربان، ای کاروان، لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
besiyar ziba,mesle hameye karhaye dige,ke aghaye namju dashtan
saharkiyai 6 months ago