Alert icon
We're changing our privacy policy. This stuff matters.  Learn more  Dismiss

Tasvir Zan-Iraj Mirza- تصویرزن- ایرج میرزا

Loading...

Sign in or sign up now!
Alert icon
Upgrade to the latest Flash Player for improved playback performance. Upgrade now or more info.
19,053
Loading...
Alert icon
Sign in or sign up now!
Alert icon

Uploaded by on Feb 14, 2010

An old segment based on Iraj Mirza's Tasvir Zan's poem produced by Iran-e-Man TV in 1990. Here is the poem:
در سردر کاروانسرایی
تصویر زنی به گچ کشیدند
ارباب عمائم این خبر را
از مخبر صادقی شنیدند

گفتند که واشریعتا خلق
روی زن بی نقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد
تا سردر آن سرا دویدند

ایمان و امان به سرعت برق
می رفت که مؤمنین رسیدند
این آب آورد آن یکی خاک
یک پیچه ز گِل بر او بریدند

ناموس به باد رفته ای را
با یک دو سه مشت گِل خریدند
چون شرع نبی ازین خطر جَست
رفتند و به خانه آرمیدند

غفلت شده بود و خلق وحشی
چون شیر درنده می جهیدند
بی پیچه زن گشاده رو را
پاچین عفاف می دریدند

لبهای قشنگ خوشگلش را
مانند نبات می مکیدند
بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپیدند

درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنمیدند
می گشت قیامت آشکارا
یکباره به صور می دمیدند

طیر از وکرات و وحش از حجر
انجم ز سپهر می رمیدند
این است که پیش خالق و خلق
طلاب علوم روسفیدند

با این علما هنوز مردم
از رونق ملک ناامیدند
ایرج میرزا

Category:

Comedy

Tags:

License:

Standard YouTube License

  • likes, 2 dislikes

Link to this comment:

Share to:
see all

All Comments (6)

Sign In or Sign Up now to post a comment!
  • عالی بود

  • jalb

    

  • خوب!!! 

  • نیمه دوم شعر 2/2

    بی پيچه زن گشاده رو را/ پاچين عفاف می دريدند/

    لب های قشنگ خوشگلش را/ مانند نبات می مکيدند/

    بالجمله تمام مردم شهر/ در بحر گناه می تپيدند/

    درهای بهشت بسته می شد/ مردم همه می جهنميدند/

    می گشت قيامت آشکارا/ يکباره به صور می دميدند/

    طير از وکرات و وحش از جحر/ انجم ز سپهر می رميدند/

    اين است که پيش خالق و خلق/ طلاب علوم روسفيدند/

    با اين علما هنوز مردم/ از رونق ملک نااميدند./

  • نیمه اول شعر 1/2 متن شعر : در سردر کاروانسرايی / تصوير زني به گچ کشيدند/ ارباب عمايم اين خبر را/ از مخبر صادقی شنيدند/ گفتند که وا شريعتا خلق/ روی زن بی نقاب ديدند/ آسيمه سر از درون مسجد/ تا سردر آن سرا دويدند/ ايمان و امان به سرعت برق/ می رفت که مؤمنين رسيدند/ اين آب آورد آن يکی خاک/ يک پيچه ز گل بر او بريدند/ ناموس به باد رفته ای را/ با يک دو سه مشت گل خريدند/ چون شرع نبی از اين خطر جست/ رفتند و به خانه آرميدند/ غفلت شده بود و خلق وحشی/ چون شير درنده می جهيدند/
  • zende yad iraj drud bar to..mersi duste aziz.

Loading...

Alert icon
0 / 00Unsaved Playlist Return to active list
    1. Your queue is empty. Add videos to your queue using this button:
      or sign in to load a different list.
    Loading...Loading...Saving...
    • Clear all videos from this list
    • Learn more