سکانسی از قسمت اول سریال دارا و ندار به کارگردانی مسعود ده نمکی. در این سکانس علیرضا خمسه به همراه مریم کاویانی وضعیت هنرمندان جامعه کنونی ایران در قالب شعر به تصویر می کشند.
باز یه هنرمند طراز اول واسه اجاره مونده بود معطل
وقتی که دید یقش حسابی گیره پاشد راه افتاد بره وام بگیره
زیر لبی زمزمه هایی هم کرد تو مایه های روزگار نامرد
همسایشون که این چیزارومیشنوفت اومد نشست کنارش و بهش گفت
جناب استاد خدا بد نده صدات میگه یخورده حالت بده
اینجوری که نمی مونه همیشه سکته بزن بمیر ببین چی میشه
اگه یه روز کفن تنت ببینه مدیر میاد تو مجلست میشینه
توی سالن های سوپر مجلل برات مراسم می گیرن مفصل
تو این چیزا مسؤولا خیلی مردن شروع می کنن برات به خرج کردن
با استفاده از پول خورداشون عکست رو میزنن روی بیلبورداشون
نوشته هات رو رو هوا می قاپن هر چی کتاب داشته باشی می چاپن
وقتی که چشمش به کتابا افتاد دوباره فرمود جناب استاد
پول کتاباتو کنار می گذاشتی الان توی مولوی یه دکه داشتی
اگه بخوای آپارتمان بگیری بگی نگی باید یه کم بمیری
خونه بهت می دن بشینی اما شرطش اینه بری بهشت زهرا
وقتی بری دنیا به کامت می شه محله و کوچه به نامت می شه
درسته که خونه از خودت نداری اما برای کشورافتخاری
@nesfejahanboy آخر شیر؟ معنیش معلومه دیگه! :)
ahmadmaal 1 year ago
manisha akhare sheer mifahmid
nesfejahanboy 1 year ago