اشک رازیست - احمد شاملو

Loading...

Sign in or sign up now!
Alert icon
Upgrade to the latest Flash Player for improved playback performance. Upgrade now or more info.
46,158
Loading...
Alert icon
Sign in or sign up now!
Alert icon

Uploaded by on Oct 19, 2009

ashk razist, Ahmad Shamloo


لبخند رازيست
عشق رازيست
اشک آن شب لبخند عشقم بود

قصه نيستم که بگويي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنان که ببيني
يا چيزي چنان که بداني...
من درد مشترکم
مرا فرياد کن.

درخت با جنگل سخن مي گويد
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن مي گويم

نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده

من ريشه هاي ترا دريافته ام
با لبانت براي همه لبها سخن گفته ام
و دست هايت با دستان من آشناست

در خلوت روشن با تو گريسته ام
براي خاطر زندگان
و در گورستان تاريک با تو خوانده ام
زيباترين سرودها را
زيرا که مردگان اين سال
عاشق ترين زندگان بودند

دستت را به من بده
دست هاي تو با من آشناست

اي دير يافته با تو سخن مي گويم
بسان ابر که با توفان
بسان علف با صحرا
بسان باران که با دريا
بسان پرنده که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن مي گويد

زيرا که من
ريشه هاي تو را دريافته ام

زيرا که صداي من
با صداي تو آشناست.




(عشق عمومي - هواي تازه)

Category:

People & Blogs

Tags:

License:

Standard YouTube License

Link to this comment:

Share to:

Top Comments

  • Perfect! mano bord kheili dooor

  • من با اين شعر زندگي مي كنم

see all

All Comments (15)

Sign In or Sign Up now to post a comment!
  • Khaily Alli bod.

  • فوق العاده بود,ممنون

  • loooooooool

    

  • بسیار زیبا بود

  • So powerful !

    Great poet!

  • harbar ke mishnavam bishtar lezat mibaram

  • omg awesome awesome

  • My favorite Shamloo poem. Thank you for sharing.

Loading...

Alert icon
0 / 00Unsaved Playlist Return to active list
    1. Your queue is empty. Add videos to your queue using this button:
      or sign in to load a different list.
    Loading...Loading...Saving...
    • Clear all videos from this list
    • Learn more