masod rajavi 30 khordad 3

Loading...

Sign in or sign up now!
Alert icon
Upgrade to the latest Flash Player for improved playback performance. Upgrade now or more info.
427 views
Loading...
Alert icon
Sign in or sign up now!
Alert icon

Uploaded by on Jul 20, 2009

پاسخ كوبنده مردم تهران و جوانان اشرفنشان به ولىفقيه ارتجاع
مسعود رجوى-30خرداد1388
******
*******
جاى خوشوقتى است كه قدرتها و رؤساى عالم اكنون يكى پس از ديگرى به تقلبات و پوشالى بودن انتخابات اين رژيم اذعان مىكنند و بر حق مردم ايران و انتخاب و انتخابات آزاد، انگشت مى‌گذارند.
يكسال و اندى پيش در انتخابات مجلس ارتجاع پرسيدم كه «لطفاً به ما بگوييد كه دعواى ما با رژيم ولايتفقيه بر سر چه بود؟! بر سر حاكميت و رأى مردم بود يانبود؟ اگر قبول داريد كه انتخابات آزاد با رأى مساوى و مستقيم و مخفى آحاد مردم با نظارت ارگانهاى بينالمللى (كه پيوسته بر آن تأكيد كردهايم) اصل دعوا است، پس بايد از برچسب تروريستى به مجاهدين شرم نمود. نامشروع بودن نمايش انتخابات رژيم آخوندى را باور كنيم يا برچسب تروريستى به‌خاطر دفاع از انتخابات آزاد و حق حاكميت مردم را؟
خود مى‌كشى حافظ را
خود تعزيه ميدارى!؟»
********
ساليان سال بود كه در اين رژيم، تقلبهاى كلان در انتخابات پوشالى را برملا مى‌كرديم. مثلاًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً 30سال پيش در انتخابات مجلس اول در اسفند 1358، كه مجلس شوراى ملى نام داشت و خمينى هنوز جرأت نكرده بود آن را مجلس شوراى اسلامى بخواند، در روزهاى اول در رديفهاى نخستين بوديم، بعد به فتواى امام تقلب و ريا، صفحه چرخيد و صحنه عوض شد. من با چمدانى از مدارك تقلب، نزد رفسنجانى و مهدوى كنى و موسوى اردبيلى و شيبانى و عزت سحابى و حتى همين خامنهاى رفتم كه در آن زمان اعضاى «شوراى انقلاب» خمينى بودند. رفسنجانى و پس از او مهدوى كنى وزير كشور هم بودند. به قم نزد پسر خمينى هم رفتم. يكى از سوالاتم اين بود كه چرا رأى‌هايى را كه به من داده شده بود به نام رجايى (نخست وزير و رئيسجمهور بعدى رژيم) خوانديد؟ علماى صرف و نحو انتخابات نظام ولايت، به خنده گفتند، مگر نمى‌دانيد كه واو علّه ماقبل مفتوح در اسم رجوى در زمان قرائت الف خوانده مى‌شود؟! (منظورشان اين بود كه حرف واو كه در عربى جزء حروف علّه است اگر حرف ماقبل آن فتحه داشته باشد بايستى به الف تبديل شود). يكىشان هم گفت: چقدر روى شما زياد است، به ولايتفقيه رأى نداديد، ماه قبل (يعنى در بهمن 58) مى‌خواستيد رئيسجمهور بشويد، حالا ماه بعد مى‌خواهيد نماينده مجلس بشويد؟! پانصدوسىو چند هزار رأى را برايتان خواندند، همين كافى نبود؟!
گفتم: در مورد آرايى كه خوانديد، و به‌نظر مىرسد از خواندن آنها خسته شدهايد، خسته نباشيد و دستتان درد نكند! اما در موضوع كانديدتورى رياست جمهورى، قبل از ثبت‌نام و هم‌چنين در زمان ثبت‌نام در وزارت كشور خودتان هم نوشتم كه به قانون اساسى ولايتفقيه رأى ندادهام و اعتقاد هم ندارم، امابراى مسالمت و تغيير مسالمتآميز در چارچوب همين قانون اساسى، به آن ملتزم هستم. وانگهى، رياست جمهورى، رياست قوه مجريه است و ربطى به نمايندگى مجلس شوراى ملى ندارد. مجلس قوه ناظر و مقنن است و نه قوه اجرايى. در طرف ملت است و نه توى دولت .
اما گوش «علما» به اين حرفها بدهكار نبود و عاقبت گفتند: تقصير از خودتان است!
پرسيدم چه تقصيرى؟ مگر ما چه كرده ايم؟

  • likes, 2 dislikes

Link to this comment:

Share to:
see all

All Comments (1)

Sign In or Sign Up now to post a comment!
  • نکات جالبی را اشاره کرد. شاید حداقل حدود 10 سال است که هیچ کس فیلم زنده ای از مسعود ندیده است. شنیده ام که کشته شده ولی بنا به دلایلی رو نمیکنند. واقعا عجیب است !!!! آیا کسی او را دیده ؟ یا فیلم اخیری از او دارد ؟؟؟ لطفا مرا هم آگاه کنید ولی خیلی بعید به نظرم میرسد

Loading...

Alert icon
0 / 00Unsaved Playlist Return to active list
    1. Your queue is empty. Add videos to your queue using this button:
      or sign in to load a different list.
    Loading...Loading...Saving...
    • Clear all videos from this list
    • Learn more