Alert icon
We're changing our privacy policy. This stuff matters.  Learn more  Dismiss

شعر: طومار برای خواهرم [FA]

Loading...

Sign in or sign up now!
Alert icon
Upgrade to the latest Flash Player for improved playback performance. Upgrade now or more info.
141 views
Loading...
Alert icon
Sign in or sign up now!
Alert icon

Uploaded by on Dec 10, 2009

[طومار برای خواهرم]

روزی که سوار بر قاطر
در کاروانِ کاسبانِ یاغیِ مرزی
از کوه هایت گذر می‌کردم
و مین های منفجر نشده
مرا به زندگی باز سپاردند
چه می‌دانستم که روزی
در ‌آنسویِ فلک
طومار بدست
اشک در آستین
خشم در غلاف
برایِ نجاتِ عزیزان
گدایی امضا کنم
آی خانم های محترم
آقایان عزیز
لطفاً توجه کنید
من خواهرم در راهرو مرگ است
اگر زحمت نمی‌شود

روزی که سوار بر قاطر
در کاروانِ کاسبانِ یاغیِ مرزی
از کوه هایت گذر می‌کردم
چه کسی می‌دانست که قرنی بعد
با مویِ سپیدم
از پنجره ای جادویی
به آغوشِ لبخندهایِ روستا
و به اندرونِ سرمازده یِ کلبه هاشان باز خواهم گشت
تا در کنارِ برادر کوچکِ سرخم در تُنگِ آب
مقاومت روستا را
به اتفاق جشن بگیریم
آری به اتفاق می‌ توان

رضا هیوا©
پاریس، لانه
2009-11-29#17.00

  • likes, 0 dislikes

Link to this comment:

Share to:
see all

All Comments (0)

Sign In or Sign Up now to post a comment!
Loading...

Alert icon
0 / 00Unsaved Playlist Return to active list
    1. Your queue is empty. Add videos to your queue using this button:
      or sign in to load a different list.
    Loading...Loading...Saving...
    • Clear all videos from this list
    • Learn more