siavash avesta, zartosht, david abbasi, mehrtv
متن دکلمه زهرا پالیزدار :اتل متل یه بابا، که اسم اون عباسهدرصد جانبازیشم، چهل و پنج درصدهاون که دلاوری هاش، تو جبهه غوغا کردهحالا بیان ببینین، کلکسیون درده! اون که تو میدون جنگ، برجک تانک و زدهحالا توی زندونا، افتاده، حالش بده!بابا، یادگار خون و جنگ و آتیشهبا یاد اون زمونا، ذره ذره آب می شه! آهای، آهای گوش کنین، درد دل بابارومیخواد بگه چه جوری خوردند پول ما روجواد بود و غلامرضا، بابام بود و مصطفیسید بود و مجتبی، مهدی بود و مرتضیحالا از اون بچه ها، شهید شدن خیلی هافقط بابام زندونه، بین باقی مونده هاآهای آهای ، بچه ها !مگر قرار نداشتینهمیشه با هم باشین؟نداشتیما، نداشتیمبابامو بین دزدااونم تو رخت خداتنها رهاش نذارین!
همه باهاش بمونیناون با همه درد و رنجمی سوزه و می خندهخیلی خیلی آرومهبه من می گه باباجونکارم ناتمومه!فقط خاطره نیست که قلبشو سوزوندهمصلحت بعضیا پشت اونو شکونده!برا بعضی آدما، بنده دنیا و نونقبول کنین بخدا، بابام شده نردبون!هم اونهایی که راه دزدی رو خوب می دوننما خون دادیم و اونا عین زالو می مونندشمنای انقلاب؛ ترسوهای بی پدرآهای غنیمت خورا، امون بدین، یواشترای که به این انقلاب، چسبیدین عین کنهخط و نشون می کشی؟ النگوهات نشکنهفکر نکنی علی رو، ماها
Link to this comment:
All Comments (0)