من بازخم زبونات رفیقم
مرحم بزار با حرفات رو زخم عمیقم
با توام که داری به گریم میخندی
کاش میشد بیای و به من دل ببندی
تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم
کار دل ، نباشی تمومه عزیزم
تو ، تو چشمات تو حرفات چی داری
که داری جوونیمو یادم میاری
وقتی نیستم کی سر روی زانوت بزاره
این تنهایی نگو که تمومی نداره
یه کاری کن از این زخم کاری رها شم
همین روزا میام تا تورو داشته باشم
Link to this comment:
All Comments (0)