http://faryad.net
http://mehrtv.com
ايراني هرگز اسلام را نپذيرفت
آيا حافظ در پايان عمر پيرو آئين مهر و اوستا شده بود!محمد گلندام كه از شاگردان و مريدان حافظ شيراز بوده است و تمامي غزليات وي را او جمع آوري و نشر داده است درمقدمه غزليات از حافظ بعنوان شهيد ياد ميكند كه در پي فتواي فقها به قتل رسيده است!
دركتاب عرفات العاشقين نوشته اميرتقي الدين اوحدي ميخوانيم كه آنگاه كه ماموران حكومت در پي فتواي فقها و حكم قوه قضاييه به خانه رند شيراز حمله نمودند تا وي را بازداشت نموده و بقتل برسانند، بانوان خانه حافظ، تمامي آثار و نوشتههاي وي را درچاه ريختند تا بدست ماموران نيفتد.
شمس الدين محمدحافظ شيرازي كه دركودكي قرآن را حفظ نموده بود لقب حافظ را مثل دهها شخص دوران خود بدست آورد! حفظ تمامي قرآن عادتي شده بودكه كودكان در 8-10 ويا 12 سالگي آنرا وظيفه مي دانستند و در اين سن وسال تمامي قرآن را از برميخواندند و به ديگران آموزش ميدادند. شمسالدين محمد در كودكي همراه با فراگيري علم و دانش و آموزش قرآن، دريك نانوايي نيز كار ميكرد وبه كار خميرگيري مشغول بود.
حافظ از همان نوجواني بعنوان «رندشيراز» مشهور شد واين بخاطر زيركي و ذكاوت وي بود، از سويي حافظ ساكن محله شيادان شيراز بود كه تقريبا مركز شهر آن زمان محسوب ميشد و بچههاي آن محله بسيار زيرك و رند و باهوش بودند.
«رند» درلغت بمعناي زيرك، هوشيار، آگاه به اسرار پنهان و واقف به علوم بسيار ميباشد و نيز به كسي گفته و ميگويند كه درونش پاكتر وپرهيزگارتر از ظاهرش باشد.
چنانچه برخي از مورخين نوشتهاند و از غزليات حافظ برداشت ميشود حافظ در نوجواني عاشق دختري بنام « شاخ نبات» ميشود كه دختر پيشنماز محل بوده است و در همين هنگامه عاشقي، ذوق و شوق حافظ به غزلسرايي رشد ميكند ولي شوربختانه ملاي محل دختر خود را عروس ميكند و شمسالدين محمد درعشق نوجواني خود شكست ميخورد.
از سويي ديگر استقبال مردم و خردمندان از غزليات زيباي حافظ در سراسر جهان پارس زبان آن دوران از هند تا ايران و عراق موجب بروز حسادت ملاها و فقها عليه حافظ ميشود و آنان را بجايي ميكشاند تا از هربيت و غزل او سندي بيابند براي محكوم كردن و تكفير « رند شيراز»
این وبلاگ به یکی از دلایل زیر مسدود شده است
دستور مراجع قانونی جهت مسدود سازی وبلاگ
تخطی از قوانین استفاده از سایت
انتشار محتوای غیر اخلاقی یا محتوایی که براساس قوانین کشور تخلف است
[BLOGFA.COM]
حافظ هیچ وقت یک شاعری خاص برای دین یا مذهبی نبوده بلکه او برای تمامی ادیان غزلی داشته و احترامی خاص یا در واقع باید بگوییم او برای اعتقادات و باورهای تمامی ادیان غرلی سروده و این ظلم است که بگوییم او این را رد کرده و آن را قبول او هیچ وقت برای خودش و اعتقاداتش غزلی نسروده تا حرفی باقی نماند اما باز هم انسان ها با بی خردی یا با خردی او را شریک دین و مذهب خود می کنند.....
از بودا گرفته یا مسیح و مسلمان غزلی سروده پس نمی شود گفت که این را رد و آن را تایید کرده بلکه او از اعتقادات تمام ادیان غزلی...
wowdubai 1 year ago
well done, but you've to read more books about Islam and Hafez!
what you are saying is very funny, but good job :D
I'm professor of persian poem in Germany..
Ivan Gumney
A4r89 2 years ago