کشیکته امشب؟...شبانه روزی کردم...کجایی یار موافق؟...شلاق خور پوست کلفت بند باسواتا؟...یار موافق، کم پیدایی؟...اگه کله ات باد نداشت، سال سرهنگی ات بود امسال...بعد از اون تودهنی که خوردیم هر دو، طب و رها کردم...رها کن...شدم شاگرد مرحوم پدرم دواچی...اما تو این دواخونه هیچ مسکنی نبود برام، الا دوای اون طبیب ارمنی: زکاووس عرق فروش...شبانه روزیش کردیم...خاکه رو خاکه که مستیم از گل نیفته
Link to this comment:
All Comments (0)