باز گشت
..........
آمدی از شهر دور و غریب
بعدی سالیان سرد و سیاه
رخشنده تر از ماه نو
تابنده بودی پر از نور و ضیا
نزد من اما
بهاران مرده بود
ماهی طپنده ای احساس
بی روح و نیمه جان
روی ساحل قلبم خفته بود
نخل امید خسته وزار
در نهایت شب بی کسییم
برگ و بروپوست و ریشه اش بیگمان خشکیده بود
تیره بود چشم پندار ها
از غبار اشک غمگینه ای من
حاصل عمرم دگر یک خزان سرد
وافسرده بود
تا بر گرفتم شاخکی را از گلدان عشق
درمقدمت جایش دهم
گلدان بشسکسته بود شاخه ها
هم خشکیده بود
دفتر سیاه سالهای عمر من
زیر بار صد غصه و آلوده ای رنج و کینه بود
آمدی ،چه زمانها که بگذشته بود
چه خیالها درپیچ و خم مغز من خوابیده بود
فصل داغ درو ها بگذشته بود
موسم زرد برگریزان هم
بام ویران شده ای عمر من
آذینه ای خوشه خوشه زنگوله بود
مر مر صاف نگاهم
روی راهرو های پر عبور شهر
پایمال صد نگاه پر کینه بود
آمدی اما چه دیر آمدی اما چه دیر
شهر آفت زده ای قلب من ویرانه بود
ناهید غزل
06-01-09
امریکا
/watch?v=fggykbFAAWE
smkabul 2 months ago
Salam Milad jan aziz wa gerami!!!
sher bas ziba ra intkhab wa ba khanesh grftet ke sadaye ziba wa dilangiz shuma ba zibayesh afzoda .clip hamchonan bas ziba ast wa aali jahane sepas az shuma aziz .shad wa kamgar bashid;Homaira...All*****
Homaira20 1 year ago
میلاد جان واقعا که زیباست ، شما زنده و سلامت باشین ،
waliafg 1 year ago