Alert icon
We're changing our privacy policy. This stuff matters.  Learn more  Dismiss

شعر خوانی عربی حیدری آل كثیر و آیت الله خامنه‌ای

Loading...

Sign in or sign up now!
Alert icon
Upgrade to the latest Flash Player for improved playback performance. Upgrade now or more info.
993 views
Loading...
Alert icon
Sign in or sign up now!
Alert icon

Uploaded by on Jun 17, 2011

شعرخوانی مرتضی حیدری آل كثیر به زبان عربی و در قالب ابوذیه، در دیدار رهبری:

زنجیل ابوذیه الی صاحب العصر و الزمان «عج» / ابوذیه‌های پیوسته برای حضرت ولیعصر

مثل سكتت الضایع و نسكته / چون گمشده‌ای كه سكوتش ناله است

ادور اعلیك واصرخ ونسكته؟ / در جستجوی توام و میپرسم از كدام جاده می‌آید؟

الدمع یعمی اعیونی و نسه اكته / اشك‌ها تماشایم را سد می‌كنند و یادم میرود كه پاكشان كنم

عمت عین اللی ما تقراك الیه / كورباد ! دیده‌ای كه نتواند تو را برای من بخواند

الیه یا صبی العین وقراك / ای روشنای دیده من نوری بر من ساطع كن

توج ظلمت صفنتی ابجدم و قراك / كه تاریكی خلوتم را با گام‌های با وقار خود برخواهی افروخت

احسّك آیة‌ التطهیر و قراك / تو را چون آیه‌ی «تطهیر» حس می‌كنم و میخوانم

ونظف روحی من رجس البریه / و روحم را از زشتی دنیا پاك می‌كنم

و نظف بیت بیتی و القصیده / و با تو بیت بیت قصیده‌ام را پاك می‌كنم

و اصید احله صفاتك و القه صیده / زیباترین صفات تو رادر شعرم صید می‌كنم و خود نیز صید تو می‌شوم

درب‌السعد انته و القصیده / تو راه سعادتی و عابران آن

الانس و الثری و الجن و الثریه / تمام جن و انس و خاك و آسمان است

كلنه‌ انطوف عینك یا عصرنه / همه‌ی ما طواف چشم تو را می‌كنیم ای امام عصر

اببطن رحة العالم یوعه صرنه / ما چرخ آسیاب هستی را می‌چرخانیم

مثل رمّانه خصمك یوعصرنه / چنانچه دشمنان تو ما را چون اناری بفشارند

و شرب دمنه و خفگنه اعله الوطیه / خونمان را بریزند و بر زمین‌مان بیفكنند

نردلك حبه حبه انصوغ شعبان / دوباره دانه‌دانه برمی‌گردیم و مردم تو می‌شویم

وعله وحشتنه ثغرك دوم شعبان / چرا كه بر وحشت تاریكمان لبخند تو همیشه ساطع است

یعادل كل فرحته نصف شعبان / نیمه‌ی شعبان تمامی شادی ماست

مته ننظر جمالك سطح ضیه؟ / بگو در كدام روز می‌بینیم كه زیبایی تو نورش را نمایان كرده است؟

در حاشیه:
مرتضی حیدری آل‌كثیر بود؛ اهل شوش بود و عرب و قرار بود شعر عربی بخواند. وقتی با رهبر سلام و علیك كرد لحن عربی‌اش مشخص شد. حیدری توضیح داد كه عربی ِشعرش محلی است.
شعر كه تمام شد رهبر گفت: آفرین آفرین. از این ابوذیه‌های عربی ما خاطره‌های خوبی داریم با این آقایان عرب‌های خوزستانی در زندان در سال 42. آنها آنجا می‌خواندند. ابوذیه یك غالب ویژه شعر است با زبان محلی. سه مصرع با یك قافیه كه هركدام به یك معنا هستند هر چند در تكلم به یك شكل است. مانند شعبان در این شعر.

بعد رهبر بی‌مقدمه یك ابوذیه خواند (كه بعد از جلسه وقتی از آل‌كثیر پرسیدیم گفت یك ابوذیه عاشقانه بود) كه باعث بهت همه جلسه شد:

«إلبدر شع ابجبینك والله لیله
إلبرد بشفاك یدعج والله لیله
مضت لیله ابوصالك والله لیله
عثربیها الدهر واحواك لیه»

[ترجمه: ماه كامل در حسن تو تابید و نمایان شد
و دانه‌های باران بر لبان تو به گوهرهای گرانبها می‌مانست
در وصل تو شبی بر من گذشت كه با همه‌ی شب‌ها تفاوت داشت
شبی كه روزگار حواسش نبود و تو را نصیب من كرد]

ابوذیه‌ی رهبر كه تمام شد، جمعیت صلواتی همراه با خنده فرستاد. خود آل‌كثیر هم به خنده افتاد از این همه عربی‌دانی رهبر.

from khamenei.ir

  • likes, 1 dislikes

Link to this comment:

Share to:
see all

All Comments (0)

Sign In or Sign Up now to post a comment!
Loading...

Alert icon
0 / 00Unsaved Playlist Return to active list
    1. Your queue is empty. Add videos to your queue using this button:
      or sign in to load a different list.
    Loading...Loading...Saving...
    • Clear all videos from this list
    • Learn more