8 - ملیجکان رهبر صادق آهنگران و سعید حدادیان 2

Loading...

Sign in or sign up now!
Alert icon
Upgrade to the latest Flash Player for improved playback performance. Upgrade now or more info.
1,230
Loading...
Alert icon
Sign in or sign up now!
Alert icon

Uploaded by on Jan 13, 2011

8 « وجوب دروغ گويی و جاسوسی برای حفظ نظام»؛ نگاهی به آرای آيت الله خمينی » آیت الله خمینی وقتی «مصلحت نظام» ايجاب کرد، فرمان داد تا چند هزار زندانی سياسی را در تابستان ۱۳۶۷، «بی رحمانه»، «با خشم و کينه انقلابی» قتل عام کنند.
۱۳۸۹/۱۰/۳۰
اکبر گنجی (روزنامه نگار و پژوهشگر) ؛ هفتم: خطای مهلک ديگری هم در نگاه آيت الله خمينی وجود دارد. می گويد: «اگر ما اسلام را در خطر ديديم، همه‏ مان بايد از بين برويم تا حفظش کنيم...حفظ خود اسلام از جان مسلمان هم بالاتر است». يعنی او حاضر است آدميان را در پای ايدئولوژی قربانی سازد. به تعبير ديگر، ايدئولوژی مهم است، نه انسان ها. اما درست اين است که ايدئولوژی ها برساخته شده اند تا خادم انسان ها باشند. آنها قرار است زندگی انسان ها را بهتر کنند، نه نابود. همه ايدئولوژی ها بايد فدا شوند تا انسان ها سعادتمندانه زندگی کنند، نه اين که همه انسان ها نابود شوند تا يک ايده تقويت شود. اين نگاه نشان می دهد که آدمی در انديشه او فاقد ارزش بود. اگر آدمی مهم باشد، اسلام و مسيحيت و يهوديت و مارکسيسم و ليبراليسم و سوسياليسم و.. در خدمت او خواهند بود، نه آن که انسان با پوست و گوشت و خون چون ابزاری در خدمت اين ايده های انتزاعی باشد. هشتم: برخی بر اين باورند که اگر گفته شود آيت الله خمينی به شعارها/ وعده های پاريس باور نداشت، او به فردی دروغ گو تبديل می شود. با توجه به اين که اينان اين تالی فاسد را نمی توانند بپذيرند، پس مدعی می شوند که او به سخنانی که در پاريس بر زبان جاری ساخت، باور داشت. اما اين افراد توجه ندارند که آيت الله خمينی در مواقع ضروری، دروغ گويی را واجب شرعی می دانست. چرا دوران پاريس را نبايد يکی از آن مواقع ضروری به شمار آورد؟ مگر آيت الله خمينی ای که به پاريس رفت کسی غير از مولف «کشف الاسرار» و «ولايت فقيه» بود؟ «ميان پرده کوتاه» پاريس چند ماه بيشتر به طول نينجاميد. به محض ورود به تهران، همان انديشه هايی دنبال شد که در اين دو کتاب آمده بود. منتها بعدها اين پروژه را بيشتر و بيشتر به پيش راند تا آنجا که دولت/ حکومت / سلطان را جانشين خدا کرد. به واقع نظريه پرداز لوياتان بود. وقتی نظريه «ولايت مطلقه فقيه» را بر می ساخت، به صراحت نوشت که فضيلت اخلاقی وفای به عهد هيچ ارزشی برای او ندارد. گفت:«حکومت می تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، يکجانبه لغو کند»[۲۰].او حتی به قانون اساسی مورد تأييد خود هم تعهدی احساس نمی کرد و به صراحت می آموزاند که حکومت می تواند يکجانبه آن را ناديده بگيرد/ لغو کند/ زيرپا بگذارد. سه ماه قبل از وفاتش وقتی آيت الله مهدوی کنی در همين خصوص به او اعتراض کرده بود، با ناراحتی به او چنين پاسخ داده بود:«شما می گوئيد که انقلاب از بين برود من هيچ نگويم. من اين قانون اساسی را قبول دارم، تا جايی که احساس خطر برای اسلام و انقلاب نکنم، اما اگر احساس خطر کنم نمی توانم ساکت بنشينم و نظاره گر نابودی اسلام و انقلاب باشم» [۲۱].
http://www.radiofarda.com/content/f4_ayatollah_khomeini_lies_preserve_islamic...

  • likes, 6 dislikes

Link to this comment:

Share to:
see all

All Comments (1)

Sign In or Sign Up now to post a comment!
Loading...

Alert icon
0 / 00Unsaved Playlist Return to active list
    1. Your queue is empty. Add videos to your queue using this button:
      or sign in to load a different list.
    Loading...Loading...Saving...
    • Clear all videos from this list
    • Learn more