گفت: خسته ام ، بس که دلم سرگشته و آزرده شده، میل هوای دیگر و
تسلی نو.
گفتم: داستان قصه غصه کدامین کبوتر نرسیده به سر منزل؟
گفت: زخم ِ ورد مسلمانی به تلبیس و حیل، نه پر پرواز..!
گفتم: حادثه عظیم من،تنها تو ماندگاری...! تنها خواندنی بین تمام ترانه ها،نغمه توست.
گفت: من رهگذرم، امتداد این کاروان بلند، دیر آمده ام که زود بروم دل به صدای من نبند.
گفتم: نه، بعد از تو هیچ ِدگری از آئینه ها نخواهد آمد، نه.
گفتم: در رفت تامل بایدت، اینجا سرد است، تلخ است، درد است.
گفتم: آهسته،آهسته تر، آرام
گفتم ، گفتم ، گفتم ، و او فقط ......... .
در آمدنت تا بیایی امیـــد می گـر یــد.
ba man badi kon
zelzele1000 2 years ago 2
ترانه موسوی دختری زیبا، خوشاندام و شیکپوش بود که در خیابان شریعتی توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شده و پس از تجاوز جنسی به قتل رسیده است.جسد سوختهٔ ترانه موسوی در اطراف قزوین رها ساختند
adminjohn 2 years ago