من و تو ای هموطن چون سلسله پیوسـته ایم
هـمچون قطره و دریا به یکدیگر وابسته ایم
گر شلاق جلادان ملا بر پیکرم داد بـزند
ور با مشت و لگـد صورتم را رنگین کند،
هرگز نگویـم خسـته و درمانـده ام
چون تو را دارم هرگز نمیرم زنده ام
خـدا آرد جـهانی به مـهر و آزادی
خـدا کی کند ظلم و اجبار به انسانی؟!
بدی کردند اهـریمنان به نیک نام پدرم
خفته دیدند مردم، بدزدند افتخار پرچـمـم
آن باغـبان عشـق گر بر گردد به مـا
بکـارم گل سوسن بر کنم رختِ عزا
من و تو ای هموطن چون سلسله پیوسـته ایم
هـمچون قطره و دریا به یکدیگر وابسته ایم
گر شلاق جلادان ملا بر پیکرم داد بـزند
ور با مشت و لگـد صورتم را رنگین کند،
هرگز نگویـم خسـته و درمانـده ام
چون تو را دارم هرگز نمیرم زنده ام
خـدا آرد جـهانی به ...