شهید احمد نعیم آبادی: باید اینقدر خون ریخته شود تا این مملکت اصلاح شود
به همین راحتی بچه های ما را کشتند و بعد هم انگ اراذل و اوباش زدند و گفتند که خس و خاشاک هستند. (مادر شهید احمد نعیم آبادی) در جریان راهپیمایی میلیونی مردم در روز 25 خرداد سال گذشته، ماموران نظامی مستقیما به سوی مردم در لبه ضلع شمالی میدان آزادی تیراندازی کردند که به گفته شاهدان عینی، اولین کسی که ناباورانه مورد اصابت این گلوله ها قرار گرفت احمد نعیم آبادی بود. خانواده این شهید طی یکسال گذشته به شدت تحت فشار قرار گرفتند تا از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزند از دست رفته خود خودداری کنند. شکایت این خانواده نیز برای شناسایی قاتلان فرزندشان تاکنون به نتیجه ای نرسیده است.
متن مصاحبه مادر احمد نعیم آبادی را در ذیل بخوانید.
خانم نعیم آبادی شما شکایت کرده اید و خواهان معرفی و محاکمه قاتلان فرزندتان شده اید. پرونده شکایت تان اکنون در چه مرحله ای است؟
ما بلافاصله شکایت کردیم اما هیچ جوابی نمی دهند. مدام می رفتیم دادسرای جنایی و پی گیری می کردیم تا اینکه 7 ماه بعد گفتند باید بروید دادسرای نظامی و شکایت کنید و این پرونده اینجا رسیدگی نمی شود. گفتیم چرا روز اول نگفتید و تازه بعد از 7 ماه سر دواندن ما، این را می گویید. رفتیم دادسرای نظامی و شکایت کردیم اما باز جوابی نمی دادندو هی می گفتند به نفع تان است جایی حرفی نزنید و وضعیت خودتان را خراب تر از این نکنید. داد کشیدم که اگر بچه خودتان را می کشتند هیچی نمی گفتید؟ چرا حرف نزنم؟ بعد گفتند بیایید دیه بگیرید. گفتیم دیه نمی خواهیم قاتل بچه مان را معرفی کنید.
قضیه احضار هفته گذشته چی بود؟
هفته گذشته گفتند که احمد با تفنگ شکاری کشته شده است و ربطی به نیروهای نظامی ندارد. بازی می دهند ما را و خودشان میدانند چه کسی بچه های ما را کشته و چه کسی دستور داده است. فقط مدام می گویند جایی حرف نزنید و اگر حرف بزنید به ضررتان است؛ دارند فیلم بازی می کنند و... هفته پیش باز گفتند دیه بگیرید. پدر احمد بهشان گفت: شما فکر می کنید دیه بچه من چقدر است 20 میلیون؟ 30 میلیون؟ دنیا را بدهید هم ارزش بچه مرا ندارد و ما فقط قاتل را می خواهیم. به همین راحتی بچه های ما را کشتند و بعد هم انگ اراذل و اوباش زدند و گفتند که خس و خاشاک هستند. بچه من ساعت ها در صف طولانی ایستاد تا رای دهد؛ آمدند این صف ها را در تلویزیون نشان دادند و و آقای خامنه ای هم تشکر کرد از مردم. یعنی تا آن موقع بچه های ما و خود ما خوب بودیم و بعد شدیم خس و خاشاک؟ قاضی مدام فشار ما آورد که حرف نزنید. چرا نزنیم؟ ما فقط قاتل بچه مان را می خواهیم و...
وقتی پیکر فرزندتان را تحویل گرفتید درچه وضعیتی بود؟
وقتی وارد سردخانه شدیم زمین پر از خون بود یک گوشه هم کلی لباس خونی و پاره روی هم ریخته بودند وضعیت وحشتناکی بود. احمد را دیدم که لباس هایش را درآورده بودند لخت بود و انگار که خواب بود بدنش روی دست و پا و سینه جای بخیه بود در اصل همه جای او را دوخته بودند.