shom aha bakamale veghahat baraye defa az mosadegh hamkari ye jebhe ye melli ba ayatollahkahshni va hamkari ye ayatolah kashani ra ba mosadegh nafy mikoid !!! farghe shoma ba akhaond ha chist??
پروژه نواب صفوي درقم ناتمام ماند و وي به همراه يارانش عازم تهران شد تا با آيتالله كاشاني درباره عمليات انقلابي خويش تبادل نظر كند. ناگفته نماند سيد مجتبي در قم به لطف آقا روحالله! با عبدالحسين واحدي آشنا شد و نطفه هاي سازمان فداييان اسلام شكل گرفت. سيد مجتبي در تهران با آيتالله طالقاني، آيتالله صدر و تني چند از ملايان مشهور آن دوره هم ديدار كرد و از آنان نيز نكاتي در باب جهاد اسلامي و مبارزه با كفر آموخت
روزنامه «رهبر» به تاريخ 10 ارديبهشت همان سال ميخوانيم: «پريروز ساعت 9 صبح هنگامي كه آقاي كسروي مدير روزنامه پرچم از خانه خود به طرف ايستگاه اتوبوس واقع در چهارراه حشمت الدوله مي رفتهاند صد قدم به چهارراه مانده از پشت سر دو گلوله به طرف ايشان شليك ميشود. يك نفر بنام سيد مجتبي نواب صفوي، با تپانچه كسروي را مورد حمله قرار ميدهد
بهدنبال ترور هژير، نتايج دور اول انتخابات مجلس شانزدهم باطل گرديد و در انتخابات مجدد آيتالله كاشاني و برخي از چهره هاي منتسب به جبهه ملي نظير دكتر مصدق، حسين مكي، حائريزاده، دكتر شايگان و... به مجلس راه يافتند و آيتالله كاشاني (كه حكم امام و مرشد فداييان اسلام را ايفا ميكرد) با كمك مصدق و يارانش به رياست مجلس انتخاب شد. حال راه براي تركتازي نواب و دوستانش بازتر شده بود و قرباني بعدي كسي نبود جز سپهبد رزم آرا
این چه دروغ سخیفی است که میگویید.مگر دکتر مصدق و یا مجلس قاضی بودند که بخواهند کسی را آزاد کنند؟ شما هنوز فرق قوه مقننه و قوه قضایی را نفهمیدید. دکتر مصدق فقط یک وکیل مجلس بود و مجلس هیچ گونه دخالتی در آزادی این آدمکشان نداشت، و حتی اگر میخواستند دخالت هم کنند نمیتوانستند و چنین حقی نداشتند.
در کتاب "روح الله" نوشته آقای امیر طاهری صفحه ۱۰۷ و ۱۰۸ مدون است که شاه از ترس اسلامیون و درگیری اشغال آذربایجان زیر فشار ملاها قاتلین کسروی را عفو کرد. این را شاهی ها هم انکار نمیکند!
من نمیدانم که شما این حرفها را از کجا در میاورید. این معلومات شما بر اساس کدام کتاب است؟ آیا از خود میسازید؟ این جنایت به فتوای آیت الله بروجردی، آیت الله صدر، آيت الله خویی و آيت الله قمی انجام شد. از قضا آيت الله کاشانی در این هنگام در زندان بود. حالا نه اینکه اگر نبود فتوی نمیداد ولی سخنان شما کاملا اشتباه است. شما بر اساس کدام کتاب و یا منبع تاریخی این حرفها را میزنید؟
@artagar vaghean ke khejalat ham bad chizi nist az shoma mosadegh ollahi ha entezare digari nabayda dasht, lol shah kebeyne 1320 ta 1332 ke aslan be ghole khode shoma ha kareyi nabood da syasat,
5 terror e tarikhi raah goshaye sedarat mosadegh az mehdi shamshiri راديكاليسم اسلامي در ايران معاصر - عبدالوهاب فراتي (مقاله) قتل كسروي - ناصر پاكدامن، پاييز 1380، انتشارات فروغ، آلمان
نگاهي به زندگي سيد احمد كسروي – دكتر بهزاد كشاورزي
دعاوي و دلايل كسروي در لوث كردن جنايات پزشك احمدي، همگي سست و بي بنياد بوده و آقاي ارسلان خلعت بري (وكيل خانواده سردار اسعد در محاكمه پزشك احمدي) خوب به آنها پاسخ داده است. خاطرات علي صالح اردوان (داماد سردار اسعد و هم بند وي در زندان شماره يك قصر)نيز كه اخيراً منتشر شده، صحت اقارير پرونده دادگاه پزشك احمدي را دقيقاً تأييد مي كند.
كسروي در چاپهاي پيشين و پسين تاريخ مشروطه، همه جا نسبت به ديكتاتور پهلوي (رضاخان) لحني جانبدارانه دارد. براي نمونه، در ديباچه «تاريخ هجده ساله آذربايجان» (ضميمه پيمان 1313ش، ص 9) از بنيادگذار سلسله پهلوي به عنوان «يكي از سرداران نامدار تاريخي، اعلي حضرت شاهنشاه پهلوي» ياد كرده و در تاريخ مشروطه ايران نيز وي را پادشاهي مي شمارد كه : «بيست سال با توانايي و كارداني بسيار فرمانروايي كرد»!
در توبره محرّم علي خان [مأمور معروف سانسور] جا بگيرد و فرصت نيافته باشد براي آن مذهب سازي قراضه... كسروي در زماني به اوج فعاليت خود رسيده بود كه در سالهاي پيش از 1320 حكومت وقت نسبت به روحانيت بدجوري سخت مي گرفت».
شادروان جلال آل احمد، كه خود زماني از اعضا و نويسندگان مهم حزب توده بود، مي نويسد:"پس از شهريور 1320 «از هر صد نفر توده اي، 70ـ80 نفرشان قبلاً در كتابهاي كسروي تمرين عناد با مذهب را كرده» بودند"جلال به درستي، آزادي عمل كسروي در زمان رضا خان را ناشي از همسويي او با سياست استعماري و ضدّ ديني پهلوي مي دانند. به گفته جلال: «اگر به خاطر كوبيدن مذهب يا به عنوان جانشين كردن چيزي به جاي روشنفكري نبود، پيمان [مجله مشهور كسروي] هم مي توانست مثل هر مجله و مطبوعه ديگري ...
مع الاسف شاگردان كسروي نيز، همچون خود وي، خشن و اهل داغ و درفش بودند و محمدعلي جمالزاده نقل مي كند كه روزي در آبادان، در مجلسي كه اهل آن «تمامْ شاگردان كسروي» بودند حضور داشتم. «يكدفعه در باز شد و كسي آمد در گوش من آهسته گفت: جمالزاده، متوجه خودت باش. اينها تمامْ شاگردهاي كسروي هستند. حرفي نزني هابرايت خطر جاني دارد» (لحظه اي و سخني با سيد محمدعلي جمالزاده، ص 122).
كسروي در «يكم دي ماه و داستانش» مي نويسد:"دوران رياستم بر عدليه زنجان، روزي در دادگاه هنگام محاكمه، به گلوي مدعي العموم تهراني «چسبيدم و يك مشتي هم به سرش زده از پنجره بيرونش انداختم و گفتم: برو كه عدليه مدعي العموم خائن نمي خواهد»! كسروي اين داستان را به عنوان يكي از «قانون شكني»هاي خود نقل كرده و (ضمن «توجيه» اين رويّه به بهانه «قانون شكنيهاي ديگران») مي گويد:
«من بارها اين كارها را كرده ام و هميشه فيروز بوده ام»!"
زنده باد حکیم مشیری
zanboorful 6 months ago
shom aha bakamale veghahat baraye defa az mosadegh hamkari ye jebhe ye melli ba ayatollahkahshni va hamkari ye ayatolah kashani ra ba mosadegh nafy mikoid !!! farghe shoma ba akhaond ha chist??
Fravahar 7 months ago
پروژه نواب صفوي درقم ناتمام ماند و وي به همراه يارانش عازم تهران شد تا با آيتالله كاشاني درباره عمليات انقلابي خويش تبادل نظر كند. ناگفته نماند سيد مجتبي در قم به لطف آقا روحالله! با عبدالحسين واحدي آشنا شد و نطفه هاي سازمان فداييان اسلام شكل گرفت. سيد مجتبي در تهران با آيتالله طالقاني، آيتالله صدر و تني چند از ملايان مشهور آن دوره هم ديدار كرد و از آنان نيز نكاتي در باب جهاد اسلامي و مبارزه با كفر آموخت
Fravahar 7 months ago
روزنامه «رهبر» به تاريخ 10 ارديبهشت همان سال ميخوانيم: «پريروز ساعت 9 صبح هنگامي كه آقاي كسروي مدير روزنامه پرچم از خانه خود به طرف ايستگاه اتوبوس واقع در چهارراه حشمت الدوله مي رفتهاند صد قدم به چهارراه مانده از پشت سر دو گلوله به طرف ايشان شليك ميشود. يك نفر بنام سيد مجتبي نواب صفوي، با تپانچه كسروي را مورد حمله قرار ميدهد
Fravahar 7 months ago
بهدنبال ترور هژير، نتايج دور اول انتخابات مجلس شانزدهم باطل گرديد و در انتخابات مجدد آيتالله كاشاني و برخي از چهره هاي منتسب به جبهه ملي نظير دكتر مصدق، حسين مكي، حائريزاده، دكتر شايگان و... به مجلس راه يافتند و آيتالله كاشاني (كه حكم امام و مرشد فداييان اسلام را ايفا ميكرد) با كمك مصدق و يارانش به رياست مجلس انتخاب شد. حال راه براي تركتازي نواب و دوستانش بازتر شده بود و قرباني بعدي كسي نبود جز سپهبد رزم آرا
Fravahar 7 months ago
khejalat bad chziz nist, agha fadayiane eslam ra SHAH edaam kard
vali mosadegh ghablesh az zendan zad kard,
agha in jebhe melli book k edar majles ray be azadi ye fadayiane eslam dadand
akhe ye zare ensaf BERID tarikh bekhanid, FADYIANE ESLAM RA JEBHE MELLI az zndan azad kard na SHAH,
Fravahar 7 months ago
@Fravahar
این چه دروغ سخیفی است که میگویید.مگر دکتر مصدق و یا مجلس قاضی بودند که بخواهند کسی را آزاد کنند؟ شما هنوز فرق قوه مقننه و قوه قضایی را نفهمیدید. دکتر مصدق فقط یک وکیل مجلس بود و مجلس هیچ گونه دخالتی در آزادی این آدمکشان نداشت، و حتی اگر میخواستند دخالت هم کنند نمیتوانستند و چنین حقی نداشتند.
در کتاب "روح الله" نوشته آقای امیر طاهری صفحه ۱۰۷ و ۱۰۸ مدون است که شاه از ترس اسلامیون و درگیری اشغال آذربایجان زیر فشار ملاها قاتلین کسروی را عفو کرد. این را شاهی ها هم انکار نمیکند!
artagar 7 months ago
@artagar sakhif ??!! lol majlese 16 jebej malli layehe yazadi ye fadayiane eslam ra emza kard, tarikh bekhan agha, fatwa ye ghatle kasravi ra KAHSANI emza kard, berid akse haye asheghane mosadegh va kashani ra benibinid,
khejalat bekeshid agha
Fravahar 7 months ago
@Fravahar
من نمیدانم که شما این حرفها را از کجا در میاورید. این معلومات شما بر اساس کدام کتاب است؟ آیا از خود میسازید؟ این جنایت به فتوای آیت الله بروجردی، آیت الله صدر، آيت الله خویی و آيت الله قمی انجام شد. از قضا آيت الله کاشانی در این هنگام در زندان بود. حالا نه اینکه اگر نبود فتوی نمیداد ولی سخنان شما کاملا اشتباه است. شما بر اساس کدام کتاب و یا منبع تاریخی این حرفها را میزنید؟
artagar 7 months ago
@artagar vaghean ke khejalat ham bad chizi nist az shoma mosadegh ollahi ha entezare digari nabayda dasht, lol shah kebeyne 1320 ta 1332 ke aslan be ghole khode shoma ha kareyi nabood da syasat,
5 terror e tarikhi raah goshaye sedarat mosadegh az mehdi shamshiri راديكاليسم اسلامي در ايران معاصر - عبدالوهاب فراتي (مقاله) قتل كسروي - ناصر پاكدامن، پاييز 1380، انتشارات فروغ، آلمان
نگاهي به زندگي سيد احمد كسروي – دكتر بهزاد كشاورزي
Fravahar 7 months ago
@Fravahar mosadegh chi kare bood oonmoghe aziz ? shoma padeshahe mamlekati age gharare harkasi harkari doost dare bokone ke chejoor shahi mishe ?
behzad500bc 2 months ago
Dorood bar ahmad kasravi va rohesh shad
coolboy215 10 months ago 6
دعاوي و دلايل كسروي در لوث كردن جنايات پزشك احمدي، همگي سست و بي بنياد بوده و آقاي ارسلان خلعت بري (وكيل خانواده سردار اسعد در محاكمه پزشك احمدي) خوب به آنها پاسخ داده است. خاطرات علي صالح اردوان (داماد سردار اسعد و هم بند وي در زندان شماره يك قصر)نيز كه اخيراً منتشر شده، صحت اقارير پرونده دادگاه پزشك احمدي را دقيقاً تأييد مي كند.
hamedkhoshakhlagh1 10 months ago
كسروي در چاپهاي پيشين و پسين تاريخ مشروطه، همه جا نسبت به ديكتاتور پهلوي (رضاخان) لحني جانبدارانه دارد. براي نمونه، در ديباچه «تاريخ هجده ساله آذربايجان» (ضميمه پيمان 1313ش، ص 9) از بنيادگذار سلسله پهلوي به عنوان «يكي از سرداران نامدار تاريخي، اعلي حضرت شاهنشاه پهلوي» ياد كرده و در تاريخ مشروطه ايران نيز وي را پادشاهي مي شمارد كه : «بيست سال با توانايي و كارداني بسيار فرمانروايي كرد»!
hamedkhoshakhlagh1 10 months ago
در توبره محرّم علي خان [مأمور معروف سانسور] جا بگيرد و فرصت نيافته باشد براي آن مذهب سازي قراضه... كسروي در زماني به اوج فعاليت خود رسيده بود كه در سالهاي پيش از 1320 حكومت وقت نسبت به روحانيت بدجوري سخت مي گرفت».
hamedkhoshakhlagh1 10 months ago
شادروان جلال آل احمد، كه خود زماني از اعضا و نويسندگان مهم حزب توده بود، مي نويسد:"پس از شهريور 1320 «از هر صد نفر توده اي، 70ـ80 نفرشان قبلاً در كتابهاي كسروي تمرين عناد با مذهب را كرده» بودند"جلال به درستي، آزادي عمل كسروي در زمان رضا خان را ناشي از همسويي او با سياست استعماري و ضدّ ديني پهلوي مي دانند. به گفته جلال: «اگر به خاطر كوبيدن مذهب يا به عنوان جانشين كردن چيزي به جاي روشنفكري نبود، پيمان [مجله مشهور كسروي] هم مي توانست مثل هر مجله و مطبوعه ديگري ...
hamedkhoshakhlagh1 10 months ago
مع الاسف شاگردان كسروي نيز، همچون خود وي، خشن و اهل داغ و درفش بودند و محمدعلي جمالزاده نقل مي كند كه روزي در آبادان، در مجلسي كه اهل آن «تمامْ شاگردان كسروي» بودند حضور داشتم. «يكدفعه در باز شد و كسي آمد در گوش من آهسته گفت: جمالزاده، متوجه خودت باش. اينها تمامْ شاگردهاي كسروي هستند. حرفي نزني هابرايت خطر جاني دارد» (لحظه اي و سخني با سيد محمدعلي جمالزاده، ص 122).
hamedkhoshakhlagh1 10 months ago
كسروي در «يكم دي ماه و داستانش» مي نويسد:"دوران رياستم بر عدليه زنجان، روزي در دادگاه هنگام محاكمه، به گلوي مدعي العموم تهراني «چسبيدم و يك مشتي هم به سرش زده از پنجره بيرونش انداختم و گفتم: برو كه عدليه مدعي العموم خائن نمي خواهد»! كسروي اين داستان را به عنوان يكي از «قانون شكني»هاي خود نقل كرده و (ضمن «توجيه» اين رويّه به بهانه «قانون شكنيهاي ديگران») مي گويد:
«من بارها اين كارها را كرده ام و هميشه فيروز بوده ام»!"
. يكم دي ماه و داستانش، كسروي، ص 30.
hamedkhoshakhlagh1 10 months ago
You're fantastic!
we need more human like Moshiri!
Down with dictator!!!!!!!
shadidtar 11 months ago 5