شعــــر هستی، بر لبانم جــــاری، پر توانم آری، می روم در کـــــوه و دشت و صحرا ره پیمــــــای قله ها هستم من، راه خود در طــــــــــوفان، د ر کنار یاران می نوردم. در کوهستان، یا کویر تشنه، یا که در جنگلها، رهنوردی، شاد و، پر امیدم دارم امـــــــید، که دهـــــــد، سختی کوهستان، بر روان و جانم پاکیِ این کوه و دشت و صحرا باشد روزی برسد، شعـــر هستی بر لب، جان نهـاده بر کف، راه انسانها را در نوردم شــــعر هستی، بودن و کوشیدن، رفــــتن و پیـــوستن از کژی بگسستن جان فدا کردن در راه خـــــــلق است.
kasi matn in sheer ra darad?
rezadjafari 4 months ago
Comment removed
hmt05rgh 3 months ago
Comment removed
hmt05rgh 3 months ago
hmt05rgh 3 months ago
This has been flagged as spam show
پایــــیز آمـــــد، در میان درختی ، لانه کرده کبـــــــــوتر، از تراوش باران
می گریزد.
خورشــید از غــم، با تمام غرورش پشت ابر سیاهی، عاشقــانه به گریه
می نشیند.
من با قلبی، به سپیدی روز،
با امید بهاران، می روم به گلستان هـمچو عطــر اقاقی، لا به لای درختان
می نشینم.
باشد روزی، به ندای بهـــــــاران، روی دامن صحــــــــــــــرا، لاله روید
hmt05rgh 3 months ago
Daametun garmmmmm
Sahardokht 1 year ago