شما حافظ رو ببینید، کتاب های مولوی را بخوانید این افراد معروف ،
شاعر نیستند.مگه هر کسی هنری را اجرا می کنه فقط هنرمند هست؟ این ها افراد روشنفکرهای زمان خودشون هستند که به زبان شعر صحبت می کنند.ما روشنفکران بسیاری در تاریخ داریم که به عوام مقلد حمله کرده اند. چون خودشان اهل علم و تحقیق بوده اند و در عین حال دیندار هم بوده اند، شما نظریه ها فلسفی ملاصدرا مطالعه کنید و بعد بدون غرض نظر بدهید که آیا این افراد اهل فکر بوده اند یا خیر؟..چه بپسندیم، چه نپسندیم نمی تونیم که تاریخ را قایم کنیم
این تضاد تاریخی در اصل چیزی به جز برخورد ها و یا جنگ بین علم پرستی و خدا پرستی نیست و این هیچ ارتباطی به
وجود داشتن و یا نداشتن روشنفکر دینی و یا غیر دینی ندارد...این مسلم هست که
ما هم روشنفکر غیر دینی داریم هم روشنفکر دینی، و به نظر من کسی که این واقعیت رو نادیده می گیره به نوعی مالخولیای ایده آلیسمس مبتلا شده است، روشنفکر تعریف خودش رو داره، حداقل تعریفش ان هست که در بررسی حقایق مقلد نیست و کارش، کار تحقیقی است،
و ما اوج قدرت گرفتن سوکولاریزم رو در قرن نوزدهم می بینیم که بیشترین حملات به دین صورت گرفته، که البته در قرون جدید هم سکولاریزم و هم دین به یک تواضعی رسیدند و بر اثر این برخوردها نقطه ضعف های خود را دیده اند.در تاریخ معاصر می بینیم از گالیله گرفته، کپلر، نیوتن، دکارت، کانت و...همه در اصل با کلیسا در به نوعی در می افتند اما خودشان دیندار هستند حتی به هگل که می رسیم، هگل هم سیستم دینی کلیسایی را نمی پسندد ولی خودش یک معتقد دینی هست ...که بعد از آن هست که شاگردانش مانند مارکس یک سکولار فلسفی است
اگر محبت کنید تاریخ را مطالع بفرمائید، چه تاریخ ایران، چه تاریخ جهان، معاصر، قرون گذشته
بشر تجربه غیر دینی ندارد، یعنی در تمام دوران تاریخی خودش همواره یک دین و یا مذهبی داشته است
ما اصلا در تاریخ بشر سابقه این را نداریم که در شرایط بدون دین مردم و یا جامعه ای وجود داشته باشند که بدونه دین زندگی کرده باشند. جامعه لائیک و یا با مفهوم جدیدتر و کاملتر سکولار محض هرگز در هیچ جامعه و هیچ تاریخی وجود نداره...
اگه سکولاریزم هست بخاطر اینه که همواره بشر دارای خدا یا خدایانی بوده
پس اگر بخواهیم از اصول منطق تبعیت کنیم و منطقی صخبت کنیم اگر ضد یک چیز موجود و یا متصور باشد یعنی اگر روشنفکرر غیر مذهبی موجود یا متصور باشد بنابراین خود روشنفکر دینی هم موجود یا متصور هستند. دوم اینکه آقای دکتر خویی معنی روشنفکر رو بنظر می آید متوجه نیست، چون روشنفکر فقط به کسی که دانشمند باشد و از دانایی فوق العاده برخوردار باشد اطلاق نمی شود، روشنفکر قبل از دانایی و دانشمند بودن (ساینتیست)، از دارایی بسیار مهم تری بلکه داریی اصلی برخوردار هست که آن KNOWLEDGE یعنی قدرت فهم و درک دارد.
آقای خویی البته که من با منطق بازی کردم و لی واقعا معتقدم که شما از روشنفکران غیر دینی هم نمی توانید باشید، چون با مطرح کردن اینکه وجود روشنفکر دینی حتی نمی تواند مانند انسان بالدار هم تصور شود، شما بی اطلاعی خودتان رو از دروس ابتدایی منطق به شنوندگان آگاه نشان داده اید، همچنین شما معنی روشنفکر رو هم احتمالا نمی دانید، چون معنی علم را بدرستی نیاموخته اید. روشنفکر یکی ازتفاوت هایش با عوام جامعه در این است که اهل تحقیق است، شما بدون تحقیق و اطلاعات کافی سخنرانی می کنید.....
@1kkaamm چه قدر چرت میگی آقا. یک پیش فرض غلط برداشتی و یک ساعت از این پیش فرض غلط نتیجه گیریهای چرت کردی. آقای خویی گفتند "روشنفکر دینی وجود خارجی ندارد" نه "روشنفکر وجود خارجی ندارد"، اول خوب گوش کن و بعد این همه فلسفه بباف.
در این حالت روشنفکر طبق گفته شما وجود خارجی نخواهد داشت و شما می شوید جزء گروه قشری، سطحی و عوام!!
آفای خویی اگر بخواهیم از فوانینی منطقی تبعیت کنیم شما با این نظریه چاره ایندارید که این دو حالت رو انتخات کنید:
1) ما در دنیای خارج اصلا موجودی بنام روشنفکر نداریم ( چه دینی، چه غیر دینی) که شما در این صورت اگر خودت رو روشنفکر غیر دینی بدانید شما بابد معتقد باشی که در خارج وجود نداری!!
بقول مرحوم مزینانی هر کسی که تفاوت فمیدن و دانستن رو نداند و نفهمد، نه می فهمد و نه می داند.
بله آقای دکتر خویی شما اگر روشفنکر غیر دینی باشی و در عین حال ایده آلیسم که دنیای خارج رو نپذیری و فقط تکیه کنی به ذهنیتت و بگوی چون من در ذهنم روشنفکر دینی نمی بینم پس وجود خارجی ندارد....در اینصورت وجود خودت رو هم داری نفی می کنی جون روشنفکر غیر دینی هم نمی باییست از لحاظ منطقی وجود خارجی داشته باشه!!! مگر اینکه بپذیرید شما خودت روشنفکر غیر دینی نیستی،
چون اگر حتی روشنفکر دینی رو نتوان تصور کرد، در منطق خو اهیم گفت که روشنفکر غیر دینی رو هم نمی توان پذیرفت. در منطق داریم هر چیزی را از روی ضدش می توان شناخت، اگر روشنفکر غیر دینی معنی دارد، پس روشنفکر دینی هم معنی دارد، اگر روشنفکر دینی معنی ندارد، روشنفکر غیر دینی نیز معنی دار نخواهد بود.
البته اگر شما روس اولیه منطق رو خوانده باشید متوجه می شید که با ابن سخنرانی خودتون چه سفسطه ای کرده اید..
مگر اینکه منطق رو قبول نکنید که اون دیگه تکلیفش معلومه!
اگر آقای خویی تا این اندازه آرمانگرا هستند که تصور کنند هر آنچه در ذهن ایشان وجود دارد، هست و هر آنچه که در ذهن و یا تعریف ایشان نمی آید در خارج یافت نمی شود، اشکالی ندارد ایشان می توانند دنیای خارج رو نپذیرند و در ایده آلیسم متوقف بمانند ولی با این حرف آرمانگرایانه ایشان (نمی دونم اگر فلسفه بدونه که بنظر نمی داند، چون آقای خویی معنی علم رو بدرستی متوجه نشده و در درک مفهوم علم ایشان مرتجع هست و معنیی دو قرن پیش علم رو به یدکی می کشه) هر نوع روشنفکری بی معنی خواهد بود منطق
آقای دکتر خویی ایده آلیسم* ( آرمانگر ) تشریف دارند. یا اینکه نسبت به موجودات . اطلاعات جهان خارجی کم لطفی می کنند. ایده آلیسم یعنی تصورات ذهنی (اعم از حسی، خیالی یا عقلی) و آرمانگرایی یعنی مسلک کسانی که تنها ایده و تصورات ذهنی را واقعی میدانند و به وجود خارجی جهان خارج و یا به عبارت دیگر به وجود جهان مستقل از ادراک قائل نیستند.
This comment has received too many negative votesshow
ایشون دروغگوی بزرگی هست. ۳-۴ سال پیش باهاش بحث کردم (ایمیل میزدیم به هم) و ایشون نتونست جواب بده و اصلا جواب نمیداد و مدام مغلطه می کرد. حتی در تاریخ هم شاهد نمی آورد خیلی برام عجیب بود چون ایشون تاریخدان هست دیگه.
This comment has received too many negative votesshow
آقا جان درکشوری که حافظ و سعدی و مولوی داریم چرا به یک آدمی که جوونیهاش میگن شعرنو میگفته تریبون میدهی؟این بابا اسماعیل خویی واخوان ثالث وشاعره فرخزادوشاملوو نیما ونادرپورواینها به ادبیات ایران ونامهای درخشانی چون سعدی خیانت کردندوعمری چرت وپرت تحویل مردم دادند.بجای وزن و قافیه که جوهر واقعی ادبیات است.شعر مسخرهء خویی «گاوهارا بایددوشید» یا «پریا»ی شاملو لکه های ننگ ادبیات فارسی اند.باز همان احمد کسروی که از سعدی وحافظ جانانه دفاع کردبه اینها شرف داردکه البته عکسش را پشت سر شما دیده ایم.
عزیزیم شما ظاهرا حالت خوب نیست هااا...این آقا داره درمورد روشن فکری دینی و مفاهیم متناقض موجود در سیستمهای اسلامی صحبت میکنه شما گیر دادی به شعر نو ؟!؟!
This comment has received too many negative votesshow
دوست گرامی، نگران «حال بد» من مباش!این آقا درهمین یوتیوب سخنان بسیار سطحی ومسخره ای در باره ی شعرنو گفته است. بگردید پیدا میکنید! حالا اینجااز خویی که قبلا شعر نو میگفته درمورد روشنفکردینی پرسش میکند. وهردو میگویند روشنفکر تنهاآنست که ما میگوییم! و به ریش بقیه میخندند! درحالیکه ما متفکردینی و غیردینی، شاعر نوپرداز وشاعر قصیده سرا، نقاش و آهنگساز نوآور وهنرمند سنتی و... همه ی اینهارا داریم. هرگاه کسی آمد و برای شما مرز و حدود تعیین کرد که کی روشنفکراست وکی نیست بدانید که « حالش خوب نیست » !
شما حافظ رو ببینید، کتاب های مولوی را بخوانید این افراد معروف ،
شاعر نیستند.مگه هر کسی هنری را اجرا می کنه فقط هنرمند هست؟ این ها افراد روشنفکرهای زمان خودشون هستند که به زبان شعر صحبت می کنند.ما روشنفکران بسیاری در تاریخ داریم که به عوام مقلد حمله کرده اند. چون خودشان اهل علم و تحقیق بوده اند و در عین حال دیندار هم بوده اند، شما نظریه ها فلسفی ملاصدرا مطالعه کنید و بعد بدون غرض نظر بدهید که آیا این افراد اهل فکر بوده اند یا خیر؟..چه بپسندیم، چه نپسندیم نمی تونیم که تاریخ را قایم کنیم
1kkaamm 1 year ago
این تضاد تاریخی در اصل چیزی به جز برخورد ها و یا جنگ بین علم پرستی و خدا پرستی نیست و این هیچ ارتباطی به
وجود داشتن و یا نداشتن روشنفکر دینی و یا غیر دینی ندارد...این مسلم هست که
ما هم روشنفکر غیر دینی داریم هم روشنفکر دینی، و به نظر من کسی که این واقعیت رو نادیده می گیره به نوعی مالخولیای ایده آلیسمس مبتلا شده است، روشنفکر تعریف خودش رو داره، حداقل تعریفش ان هست که در بررسی حقایق مقلد نیست و کارش، کار تحقیقی است،
1kkaamm 1 year ago
و ما اوج قدرت گرفتن سوکولاریزم رو در قرن نوزدهم می بینیم که بیشترین حملات به دین صورت گرفته، که البته در قرون جدید هم سکولاریزم و هم دین به یک تواضعی رسیدند و بر اثر این برخوردها نقطه ضعف های خود را دیده اند.در تاریخ معاصر می بینیم از گالیله گرفته، کپلر، نیوتن، دکارت، کانت و...همه در اصل با کلیسا در به نوعی در می افتند اما خودشان دیندار هستند حتی به هگل که می رسیم، هگل هم سیستم دینی کلیسایی را نمی پسندد ولی خودش یک معتقد دینی هست ...که بعد از آن هست که شاگردانش مانند مارکس یک سکولار فلسفی است
1kkaamm 1 year ago
اگر محبت کنید تاریخ را مطالع بفرمائید، چه تاریخ ایران، چه تاریخ جهان، معاصر، قرون گذشته
بشر تجربه غیر دینی ندارد، یعنی در تمام دوران تاریخی خودش همواره یک دین و یا مذهبی داشته است
ما اصلا در تاریخ بشر سابقه این را نداریم که در شرایط بدون دین مردم و یا جامعه ای وجود داشته باشند که بدونه دین زندگی کرده باشند. جامعه لائیک و یا با مفهوم جدیدتر و کاملتر سکولار محض هرگز در هیچ جامعه و هیچ تاریخی وجود نداره...
اگه سکولاریزم هست بخاطر اینه که همواره بشر دارای خدا یا خدایانی بوده
ا
1kkaamm 1 year ago
This has been flagged as spam show
پس اگر بخواهیم از اصول منطق تبعیت کنیم و منطقی صخبت کنیم اگر ضد یک چیز موجود و یا متصور باشد یعنی اگر روشنفکرر غیر مذهبی موجود یا متصور باشد بنابراین خود روشنفکر دینی هم موجود یا متصور هستند. دوم اینکه آقای دکتر خویی معنی روشنفکر رو بنظر می آید متوجه نیست، چون روشنفکر فقط به کسی که دانشمند باشد و از دانایی فوق العاده برخوردار باشد اطلاق نمی شود، روشنفکر قبل از دانایی و دانشمند بودن (ساینتیست)، از دارایی بسیار مهم تری بلکه داریی اصلی برخوردار هست که آن KNOWLEDGE یعنی قدرت فهم و درک دارد.
1kkaamm 1 year ago
Comment removed
1kkaamm 1 year ago
Comment removed
1kkaamm 1 year ago
آقای خویی البته که من با منطق بازی کردم و لی واقعا معتقدم که شما از روشنفکران غیر دینی هم نمی توانید باشید، چون با مطرح کردن اینکه وجود روشنفکر دینی حتی نمی تواند مانند انسان بالدار هم تصور شود، شما بی اطلاعی خودتان رو از دروس ابتدایی منطق به شنوندگان آگاه نشان داده اید، همچنین شما معنی روشنفکر رو هم احتمالا نمی دانید، چون معنی علم را بدرستی نیاموخته اید. روشنفکر یکی ازتفاوت هایش با عوام جامعه در این است که اهل تحقیق است، شما بدون تحقیق و اطلاعات کافی سخنرانی می کنید.....
1kkaamm 1 year ago
@1kkaamm چه قدر چرت میگی آقا. یک پیش فرض غلط برداشتی و یک ساعت از این پیش فرض غلط نتیجه گیریهای چرت کردی. آقای خویی گفتند "روشنفکر دینی وجود خارجی ندارد" نه "روشنفکر وجود خارجی ندارد"، اول خوب گوش کن و بعد این همه فلسفه بباف.
artagar 1 year ago 3
2) ناچار باید بپذیرید که حالا که اصلا روشنفکر وجود ندارد پس شما از عوام، فشر، سطحی بینان جامعه به حساب می آیید!
1kkaamm 1 year ago
در این حالت روشنفکر طبق گفته شما وجود خارجی نخواهد داشت و شما می شوید جزء گروه قشری، سطحی و عوام!!
آفای خویی اگر بخواهیم از فوانینی منطقی تبعیت کنیم شما با این نظریه چاره ایندارید که این دو حالت رو انتخات کنید:
1) ما در دنیای خارج اصلا موجودی بنام روشنفکر نداریم ( چه دینی، چه غیر دینی) که شما در این صورت اگر خودت رو روشنفکر غیر دینی بدانید شما بابد معتقد باشی که در خارج وجود نداری!!
1kkaamm 1 year ago
بقول مرحوم مزینانی هر کسی که تفاوت فمیدن و دانستن رو نداند و نفهمد، نه می فهمد و نه می داند.
بله آقای دکتر خویی شما اگر روشفنکر غیر دینی باشی و در عین حال ایده آلیسم که دنیای خارج رو نپذیری و فقط تکیه کنی به ذهنیتت و بگوی چون من در ذهنم روشنفکر دینی نمی بینم پس وجود خارجی ندارد....در اینصورت وجود خودت رو هم داری نفی می کنی جون روشنفکر غیر دینی هم نمی باییست از لحاظ منطقی وجود خارجی داشته باشه!!! مگر اینکه بپذیرید شما خودت روشنفکر غیر دینی نیستی،
1kkaamm 1 year ago
Comment removed
1kkaamm 1 year ago
چون اگر حتی روشنفکر دینی رو نتوان تصور کرد، در منطق خو اهیم گفت که روشنفکر غیر دینی رو هم نمی توان پذیرفت. در منطق داریم هر چیزی را از روی ضدش می توان شناخت، اگر روشنفکر غیر دینی معنی دارد، پس روشنفکر دینی هم معنی دارد، اگر روشنفکر دینی معنی ندارد، روشنفکر غیر دینی نیز معنی دار نخواهد بود.
البته اگر شما روس اولیه منطق رو خوانده باشید متوجه می شید که با ابن سخنرانی خودتون چه سفسطه ای کرده اید..
مگر اینکه منطق رو قبول نکنید که اون دیگه تکلیفش معلومه!
1kkaamm 1 year ago
@1kkaamm @ بگذاريم اينجوري سوال کنيم. چرا روشنفکري با ديني بودن در تناقض هست؟فکر نمي کنم آقاي خويي هم از قبل يک
نظرگاه فلسفي و مساله ابپکتويزم به اين پرسش پاسخ مي دن. اين تضاد بيشتر تاريخي است تا ذهني.
22873121 1 year ago
@1kkaamm @ بگذاريم اينجوري سوال کنيم. چرا روشنفکري با ديني بودن در تناقض هست؟فکر نمي کنم آقاي خويي هم از قبل يک
نظرگاه فلسفي و مساله ابپکتويزم به اين پرسش پاسخ مي دن. اين تضاد بيشتر تاريخي است تا ذهني.
22873121 1 year ago
اگر آقای خویی تا این اندازه آرمانگرا هستند که تصور کنند هر آنچه در ذهن ایشان وجود دارد، هست و هر آنچه که در ذهن و یا تعریف ایشان نمی آید در خارج یافت نمی شود، اشکالی ندارد ایشان می توانند دنیای خارج رو نپذیرند و در ایده آلیسم متوقف بمانند ولی با این حرف آرمانگرایانه ایشان (نمی دونم اگر فلسفه بدونه که بنظر نمی داند، چون آقای خویی معنی علم رو بدرستی متوجه نشده و در درک مفهوم علم ایشان مرتجع هست و معنیی دو قرن پیش علم رو به یدکی می کشه) هر نوع روشنفکری بی معنی خواهد بود منطق
1kkaamm 1 year ago
آقای دکتر خویی ایده آلیسم* ( آرمانگر ) تشریف دارند. یا اینکه نسبت به موجودات . اطلاعات جهان خارجی کم لطفی می کنند. ایده آلیسم یعنی تصورات ذهنی (اعم از حسی، خیالی یا عقلی) و آرمانگرایی یعنی مسلک کسانی که تنها ایده و تصورات ذهنی را واقعی میدانند و به وجود خارجی جهان خارج و یا به عبارت دیگر به وجود جهان مستقل از ادراک قائل نیستند.
1kkaamm 1 year ago
Comment removed
1kkaamm 1 year ago
با سپاس از دکتر خو یی و مهندس مشیری، سخنانی بسیار جالبی بود.
mehrdad70 2 years ago 6
in koskesh licenceham nadare, to doctoresh kardi?
nickolas177 2 years ago
This comment has received too many negative votes show
ایشون دروغگوی بزرگی هست. ۳-۴ سال پیش باهاش بحث کردم (ایمیل میزدیم به هم) و ایشون نتونست جواب بده و اصلا جواب نمیداد و مدام مغلطه می کرد. حتی در تاریخ هم شاهد نمی آورد خیلی برام عجیب بود چون ایشون تاریخدان هست دیگه.
aseman12 3 years ago
This comment has received too many negative votes show
آقا جان درکشوری که حافظ و سعدی و مولوی داریم چرا به یک آدمی که جوونیهاش میگن شعرنو میگفته تریبون میدهی؟این بابا اسماعیل خویی واخوان ثالث وشاعره فرخزادوشاملوو نیما ونادرپورواینها به ادبیات ایران ونامهای درخشانی چون سعدی خیانت کردندوعمری چرت وپرت تحویل مردم دادند.بجای وزن و قافیه که جوهر واقعی ادبیات است.شعر مسخرهء خویی «گاوهارا بایددوشید» یا «پریا»ی شاملو لکه های ننگ ادبیات فارسی اند.باز همان احمد کسروی که از سعدی وحافظ جانانه دفاع کردبه اینها شرف داردکه البته عکسش را پشت سر شما دیده ایم.
5marca5 3 years ago
عزیزیم شما ظاهرا حالت خوب نیست هااا...این آقا داره درمورد روشن فکری دینی و مفاهیم متناقض موجود در سیستمهای اسلامی صحبت میکنه شما گیر دادی به شعر نو ؟!؟!
شما ظاهرا از هرکی شعر نو میگه بدت میاد
khaz6pill 3 years ago 9
This comment has received too many negative votes show
دوست گرامی، نگران «حال بد» من مباش!این آقا درهمین یوتیوب سخنان بسیار سطحی ومسخره ای در باره ی شعرنو گفته است. بگردید پیدا میکنید! حالا اینجااز خویی که قبلا شعر نو میگفته درمورد روشنفکردینی پرسش میکند. وهردو میگویند روشنفکر تنهاآنست که ما میگوییم! و به ریش بقیه میخندند! درحالیکه ما متفکردینی و غیردینی، شاعر نوپرداز وشاعر قصیده سرا، نقاش و آهنگساز نوآور وهنرمند سنتی و... همه ی اینهارا داریم. هرگاه کسی آمد و برای شما مرز و حدود تعیین کرد که کی روشنفکراست وکی نیست بدانید که « حالش خوب نیست » !
5marca5 3 years ago
eslam gohe
vadferadat 2 years ago