عجب عمرها تموم شد چه دور از هم حروم شد چه خاطرات شيريني که موند و نا تموم شد گل روزگار پائيز و بهار مي گذره خبر نداريم جزء سفيدي موي تيره مون انگار که سحر نداريم خط به خط فلک روي گونه هام نقش و رنگ غم کشيده زندگي چرا اشک حسرتي از دو چشم ما چکيده من شکسته تو شکسته از گذشت عمر خسته جاي پاي روزگار روي گونه ها نشسته تو نگاه تو تو نگاه من رنگ باوري نمونده دست زندگي گرد حسرتي روي چهره مون نشونده عجب عمرها تموم شد چه دور از هم حروم شد چه خاطرات شيريني که موند و نا تموم شد
fucking head ...... eyvalaaaaaaaaaa
easternboy1988 6 months ago
shirzadrashi 1 year ago