نفسم گرفت ازاین شهر، در این حصار بشکن در این حصار جادویی، روزگار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن توکه ترجمان صبحی به ترنم و ترانه لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه تو به آذرخشی این سایه دیوسار بشکن زبرون کسی نیاید چو به یاری تو، ابنجا تو ز خویشتن برون آ، سپه تتار بشکن سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن بسرای تا که هستی که سرودن است بودن به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن
Vay vay divonam mikone hamash khaterast.
eebliss 3 weeks ago
@eebliss من هم خيلي خاطره از آهنگ و آلبوم دارم يادش بخير تو سالهاي
هشتاد و هشتاد و يک شمسي توي هر ماشين که ميرفتي اين آهنگ رو گذاشته بودند
1388afshin 2 days ago
good one
Thanks to those who add this to Youtube
noor9565 1 month ago
Man ba shehrath bozorg shodam agha habib. Ashegetham
techseven 1 month ago
eshgh
princeofconsort 3 months ago
perfect
MsPaulinexxx 4 months ago
Savalanoghlu 6 months ago 5
binazir
mojiir 7 months ago 2
I love it.
setareh70 8 months ago
bi nazir va bi tekrar
randof81 11 months ago 2