Added: 1 year ago
From: vidbalatarin
Views: 8,784
Sort by time | Sort by thread (beta)

Link to this comment:

Share to:

All Comments (2)

Sign In or Sign Up now to post a comment!
  • فرود آمد از تخت سام سوار به پرده درآمد سوی نوبهار چو فرزند را دید مویش سپید ببود از جهان سر به سر ناامید سوی آسمان سربرآورد راست ز دادآور آنگاه فریاد خواست که ای برتر از کژی و کاستی بهی زان فزاید که تو خواستی اگر من گناهی گران کردهام وگر کیش آهرمن آوردهام یکی پادشا بود مهراب نام زبردست با گنج و گسترده کام به بالا به کردار آزاده سرو به رخ چون بهار و به رفتن تذرو
  • چو آگه شد از کار دستان سام ز کابل بیامد به هنگام بام بپرسید سیندخت مهراب را ز خوشاب بگشاد عناب را چنین داد مهراب پاسخ بدوی که ای سرو سیمین بر ماه روی دل شیر نر دارد و زور پیل دو دستش به کردار دریای نیل چو برگاه باشد درافشان بود چو در جنگ باشد سرافشان بود سواران همه نعره برداشتند بدان خرمی راه بگذاشتند به شادی به شهر اندرون آمدند ابا پهلوانی فزون آمدند
Loading...
Alert icon
0 / 00Unsaved Playlist Return to active list
    1. Your queue is empty. Add videos to your queue using this button:
      or sign in to load a different list.
    Loading...Loading...Saving...
    • Clear all videos from this list
    • Learn more