آن دم که در قلبم نشستی ، دنیا نصیبم شد!
آن دم که شعر عشق را با آن صدای دلنشینت در گوشم زمزمه کردی ،
عاشق احساسات پاکت شدم!
چه آرامشی دارم در لحظه هایی که بیشتر از هر زمان نا آرامم!
چه عاشقانه به قلبم نشستی که به خدا این نشستن مقدس است !
قلب من سرزمینی بود خشک ، بارانی از خون عشقت در آن بارید و اینک قلبی دارم
از جنس نور!
تو باش در کنارم تا همیشه آرام باشم ، جدا از غم و غصه ها باشم ،
سرپناهم باشی ، تکیه گاهت باشم ، گلم باشی ، باغبانت باشم !
آن دم که در قلبم نشستی ، دنیا نصیبم شد!
آن دم که شعر عشق را با آن صدای دلنشینت در گوشم زمزمه کردی ،
عاشق احساسات پاکت شدم!
چه آرامشی دارم در لحظه هایی که بیشتر از هر زمان نا آرامم!
چه عاشقانه به قلبم نشستی که به خدا این نشستن مقدس است !
قلب...